پرسش و پاسخ و پند های زیبایی از علامه طباطبایی ره
پند های زیبایی از علامه طباطبایی ره
شاید این خاطره جالب را شنیده باشید که علامه طباطبایی نقل فرمودند:
«چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی رحمه الله علیه شرفیاب می شدم، یک روز در نجف در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم آیت الله قاضی رحمه الله علیه از آنجا عبور می کردند، چون به من رسیدند دست خود را به روی شانه ام گذاردند و فرمودند:
ای فرزند، دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان!» (1)
در این نوشتار پرسش و پاسخهایی را از محضر این عارف واصل میخوانیم.
ما نباید مستحبات به خصوص نوافل یومیه را کوچک بشماریم، بلکه شایسته است در انجام آن ها بکوشیم و نگوییم به جاى نماز شب، نماز قضاى واجب بخوانم، زیرا نوافل نورى دارد که انسان را به انجام واجبات، بلکه به ترک محرمات مى کشاند، لذا از آثار مثبت آن نباید غافل بود و نباید خود را از آن محروم ساخت.
بیدارى شب و خواب بین الطلوعین و یا...؟
سؤال: بیدارى یکى دو ساعت پیش از طلوع فجر و خوابیدن در بین الطلوعین افضل است، یا بیدارى نیم ساعت پیش از اذان صبح و بیدارى بین الطلوعین؟
جواب:اگر چه خواب بین الطلوعین مکروه است، ولى در این موارد به طور کلى بهترین راهنما براى سالک همان حال اوست و شایسته است بر طبق آن چه حالش اقتضا مى کند، رفتار کند. (2)
انجام قضاى نمازهاى واجب به جاى نوافل
سؤال: انجام قضاى نمازهاى واجب به جاى نوافل چگونه است؟
جواب:قضاى نمازهاى فائتهى واجبه واجب است، ولى ما نباید مستحبات به خصوص نوافل یومیه را کوچک بشماریم، بلکه شایسته است در انجام آن ها بکوشیم و نگوییم به جاى نماز شب، نماز قضاى واجب بخوانم، زیرا نوافل نورى دارد که انسان را به انجام واجبات، بلکه به ترک محرمات مى کشاند، لذا از آثار مثبت آن نباید غافل بود و نباید خود را از آن محروم ساخت.
ببینید یک روز که به نماز شب موفق مى شوید با شبى که موفق نمى شوید چقدر فرق دارد. ملاحظه نمایید شبى که به نماز شب موفق مى شوید چه قدر در انجام کارهاى خیر موفق هستید و کارها در آن روز براى شما روبه راه است، به خلاف شبى که موفق به نماز شب نشده اید، که به هر کارى دست مى زنید و به هر چیز که رو مى آورید، مى بینید که به بن بست مى خورد. (3)
چند پرسش اخلاقی عرفانی
سؤال: راه رسیدن به کمالات عالیه چیست؟
جواب:از قرآن و سنت به دست مى آید که طریق رسیدن به کمالات عالیه، انقطاع کلى از ما سوى الله است. و ملاک وصول به آن، رفع تعلقات یعنى بریدن از همه چیز، حتى از خود و خواسته هاى خویشتن است. (4)
سؤال: چه چیز موجب محبت حضرت حق تعالی مى شود؟
جواب:ذکر و یاد او.ذکر موجب زیادى معرفت، و زیادى معرفت موجب زیادى محبت مى گردد تا مرحله فنا که در این صورت خوف و ترس از نامطلوب در او نمى ماند. خداوند سبحان مى فرماید:
الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (5)؛ آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین میشوند. (6)
سؤال: آیا منظور از طاعات و بندگى، ذکر و توجه به خداوند متعال است؟
جواب:البته همین طور است، و این مسلم است ؛ زیرا دین حکم است، و اوامر و نواهى حکمند، و خداوند سبحان میفرماید:
«إن الحکمُ إلا لله (7)؛ حکم و فرمانروایى تنها براى خداست.»
پس دین تنها براى خداست، و با حضور و ذکر و توجه به او صورت مى گیرد. (8)
ذکر قلبى
سؤال: مراد از ذکر در این آیه ى شریفه که مى فرماید: «رجال لا تلهیهم تجره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة (9)؛ مردانى که نه تجارت و نه داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زکات، باز نمى دارد.»
ذکر لفظى است، یا ذکر قلبى؟
جواب: ذکر قلبى منظوراست ؛ زیرا ذکر در این جا در برابر اقامه ى صلاه و ایتا زکات قرار گرفته است و آن ها از قبیل ذکر علمى و لفظى هستند، به خصوص نماز که از قبیل ذکر لفظى است و در سوره جمعه از آن به (ذکر الله ) تعبیر شده است، آن جا که مى فرماید:
«فاسعوا الى ذکر الله (10)؛ پس به سوى یاد خدا بشتابد. یعنى به سوى نماز جمعه بشتابید.»
بنابراین: منظور از «ذکر الله» در این آیهى شریفه به قرینه ى مقابله با بر پا داشتن نماز و پرداختن زکات، ذکر قلبى است، یعنى مردانى که تجارت و کسب، بیع و معامله، بازار و اشتغال به کار، آنان را ذکر قلبى و انس با یاد خدا و نیز از اقامه ى نماز در اوقات خود، و از اداى زکات و سایر عبادات باز نمى دارد.خداوند مى فرماید:
«ألا بذکر الله تطمئن القلوب (11)؛ هان! تنها با یاد خدا دل ها آرام مى گیرد!» (12)
پی نوشت ها:
(1) سایت صالحین
(2) در محضر علامه طباطبایی، سؤال 635
(3) در محضر علامه طباطبایی، سؤال 635
(4) در محضر علامه طباطبایی، سؤال 528
(5) یونس، 62
(6) در محضر علامه طباطبایی، سؤال 535
(7) یوسف، 40
(8) در محضر علامه طباطبایی، سؤال 550
(9) نور، 37
(10) جمعه، 9
(11) رعد، 28
(12) در محضر علامه طباطبایی، سؤال 551
گاه
با خود فکر می کنم که آیا این بندگان خدا راست می گویند؟ خوب حالا موضوع
به این بی اهمیتی که اینقدر قسم و آیه ندارد بالاخره اگر کسی چیزی لازم
داشته باشد میخرد این تکاپو و دست و پا زدن ها چیست؟ خوب تلاش کردن برای
کسب روزی که بد نیست اما قسم خوردن به خداوند بر سر مسائل بی اهمیت آیا
کار درستی است ؟ خدایی که روزی رسان رهنماست آیا شایسته است که مقام عظیمش
نادیده گرفته شود ؟ آن هم فقط به خاطر جلب مشتری؟


با سلام و احترام خدمت شما بازدید کننده محترم