متن عاطفی امام زمان عج 2
كه در دل اين بيابان، در عمق اين ظلمت؛ و در قعر اين سياهي، حصاري كشيده اند از دام شيطان، و ايادي شيطان مأمورند به راندن شيعيان تو به اين دام.
يابن الحسن! ای صاحب زمان! در اين ميان، چشمان وحشتزده ی يارانت، جان هاي به حلقوم رسيده ی شيعيانت؛ و دل های لرزان محبّانت، تنها يك اميد دارند.
و مي داني كه اين اميد تو هستی!
پس اي آخرين اميد! مباد كه دست دلدادگانت، از دامان تو كوتاه بماند.
اي دستگير واماندگان! اي دلگرمي بي پناهان! اي مأواي بال و پر شكستگان! اي چراغ راه گمگشتگان!
اي زينت عرش الهي! اي افتخار آل طاها! ای منتقم آل رسول! ای پور زهرای بتول! و ای آخرين از آل ياسين!
مگذار جهل و گمراهي بر شيعيانت، اگر چه نالايقند فائق آيند.
برخيز!
برخيز؛ و صفحه ی دين را از زنگار كوته انديشي جاهلان و نيرنگ دشمنان پاك كن؛ و پايه ی سست شده ی دين را استوار و پابرجا ساز.
اي همه ی دين ما! اي همه ی ايمان ما! اي همه ی عشق و علاقه ی ما! اي همه ی هستي ما! و اي همه كس ما بي كسان!
بيا كه كودكان ما به گلِ نوجواني شكفته اند؛ جوانان ما، راه پيري را پيش گرفته اند؛ بسياري از سالخوردگان ما رفته اند؛ و صد افسوس كه تو را نديده اند.
اي مهدي!
حسرت يك لحظه ديدار، دل هاي شيفتگانت را گداخت و اميد وصل تو جان هاي به لب رسيده را به نسيم لطف بنواخت.
گوش ها منتظر انتشار سرود ظفر و چشم ها در اشتياق ديدار رهبر، نفس ها در سينه حبس؛ و تو اي حبيب، هم چنان در پس پرده ی غيبت نهاني و نمي دانيم تا كي، آخر تا كي در پس اين حجاب ميماني.
اي يوسف زهرا! اي طاووس اهل جنت! اي سفير حق؛ و اي بلنداي برج ولايت را اختر!
تمام عمر دوختم دو چشم خود به راه تو به اين اميد زنده ام كه گردم از سپاه تو
با سلام و احترام خدمت شما بازدید کننده محترم