شهادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام تسلیت باد

انا انزلناه فی لیله القدر.....

 

 پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد.

امیر مومنان حضرت على علیه السلام اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار ‏كرد.

سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز كرد .

به ركوع و سپس به سجده رفت.

 چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را به شمشير کين ضربت زد .

ابن ملجم گریخت .

علی علیه السلام  در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرالمومنین ع  كشته شد.

 

در آستانه ي شبهاي قدر و شهادت مولاي عدل و وفاداري حضرت علی علیه السلام

اين شبها را قدر مي دانيم واز درگاه الهي براي همه مومنان توفيق در عبادت ،

شهامت در راستگويي ،

وفاي به عهد ،

آمرزش  گناهان ، را طلب مي کنيم،

اميد که به يمن اين ماه مبارک مستجاب الدعوه شويم.

ملتمس دعای خیر از شما بزرگواران

یا علی مدد ادرکنی

درک شبهای قدر

 

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏ گیرى است.

بنا بر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏ اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏ حساب و كتاب نیست.

جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است.

اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام زمان(عج) ارائه مى ‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏ گردد.

آقا امام باقر علیه السلام مى‏ فرمایند: در شب قدر به‏ ولى امر (امام زمان عج) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏ شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏ شوند.

در این شبها ی مبارک از خدای متعال آرامش و آسایش رابرای همدیگر بخواهیم و بهترینها را برای هم آرزو کنیم .

الهی بحق حضرت ارباب آمین

 

نوحه سینه زنی سنگین شهادت مولا علی  ع با سبک نوحه

 

 

 

جهت دریافت سبک نوحه به آخر مطلب مراجعه کنید

شعر حاضر سروده شده توسط شاعر محترم جناب آقای رحیمی

 

 

 

زمان غربت مولا

 

گرفته رنگ اشک و آه و التماس ،چشای محزون علی

یه عمره روضه می خونه برای یار، نگاه بی جون علی

 

پر از شوق، سفر می شه، دل خونش
دل اهل ،سماواته، پریشونش

خیمه زده، غبار غم ،تو چشمای پر شررش
یه عمره که، شکسته از، فراق یاس پرپرش

 

«آه و واویلا ، از غم مولا

داره آروم آروم میره کنار زهرا»

 علی غریبه(3)

 

میاد صدای قدمای خسته ای، تو کوچه های بی کسی

خیمه زده تو چشمای بی رمقش، ابر غم و دلواپسی

 

خبر داره ،فقط چاه از دل حضرت
آروم آروم می ریزه اشکای غربت

تو کوچه ها دلش میشه اسیر درد و اضطراب
یادش میاد ماجرای مدینه و زخم طناب

 

«آه و واویلا ، از غم مولا

داره آروم آروم میره کنار زهرا»

 علی غریبه(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

زمان ضربت خوردن

 

افتاده توی بستر دلخستگی یه پهلوون نیمه جون

شکسته مثل فرق حضرت علی ارکان هفت تا آسمون

 

شده عالم پر از شیون پر از ناله
می ریزه از چشای بارونیش لاله

نیگا کنید مثه مادر گرفته دست به پهلوهاش
نمونده از غم زهرا توانی توی زانوهاش

 

«چشاش یه دریاست ، لبریز غمهاست

از تو نگاش یه آسمون غریبی پیداست»

علی غریبه(3)

 

میون دست یتیمای شهر غم کاسه های کوچیک شیر

افطاری هاشونو همه نذر می کنند برای حضرت امیر

 

یکی یکی دارن با اشکای نم نم
می ذارن روی زخمای دلش مرهم

همه میگن ما می مونیم اسیر نور عین تو
تا دشت سرخ کربلا در سایة حسین تو

 

«چشاش یه دریاست ، لبریز غمهاست

از تو نگاش یه آسمون غریبی پیداست»

علی غریبه(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

لحظات شهادت

 

زینب اون با التماس وا می کنه، پلکای از خون ترشو

حسین و عباس اومدند تا بشنوند صحبتای آخرشو

 

آروم آروم می شه آمادة رفتن
داره میگه با گریه و غم و محن

داره می گه به عباسش با ناله و شیون و شین
عزیز من تو کربلا جون تو و جون حسین

 

«هر دلی امشب ، می سوزه از تب

همه با هم میگن امون از دل زینب»

علی غریبه(3)

 

میگه به کوفه ای دیار بی وفا الهی آتیش بگیری

دارم می بینم روزی که زینبمو میارن اینجا اسیری

 

تو دستاشون پره از سنگ و خاکستر
برا مهمونیِ باغ گل پرپر

می خونه با ناله و اشک از روضه های کربلا
از تنور و نیزه ها و ماجرای طشت طلا

 

«هر دلی امشب ، می سوزه از تب

همه با هم میگن امون از دل زینب»

علی غریبه(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

شام غريبان آقا

 

تابوت دل شکسته ای رو می برن رو شونه های خسته ای

بر سر و سینه می زنن با چشمای به موج خون نشسته ای

 

نگاهاشون پریشون خاطر و سـرده
دلاشون مصحف اشک و غم و درده

می پیچه تو آسمونا ، نالة ماتم و عزا
که شبونه ، داره میره ، مرد غریب کوچه ها

 

« هر دلی محزون ، خسته پریشون

همه عالـم سیاپوش داغ آقامـون »

علی غریبه(3)

 

چی میکشن اون دمی که خاک میریزن روی تن بی رمقش

بوسة آخرو حسین می گیره از چهرة‌ رنگ شفقش

 

تو آتیش غریبی می سوزه دلها
دلم خـونه به یاد داغ عاشـورا

امون از اون مرثية حسین و دفن پیکرش
می ذاره لب زينب روي رگای سرخ حنجرش

 

« هر دلی محزون ، خسته پریشون

همه عالـم سیاپوش داغ آقامـون »

علی غریبه(3)

 

 

 

 

دانلود سبک