هیئت پنج تن آل عبا (ع)                                                        www.aleabaa.ir

اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَهلِبَیتِ النُبُوَه (ع)

شاید این جمعه بیاید شاید .......



قدوم ارزشمند شما مهمانان گرامی را به دیده منت ارج می نهیم

وبلاگ حاضر با تلاش گروه فرهنگی هنری هیئت پنج تن ال عبا علیه السلام در جهت تبعیت از دین مبین اسلامی و با اشاعه به مذهب تشییع و گردآوری مطالب آموزنده که بر گرفته از روایات و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام می باشد.

بدیهی است آنچه که باعث می شود روحیه صد چندان نسبت به بروز رسانی و درج مطالب ارزشمند ،احادیث معصومین (ع) و روایات مستند کتب شیعه و یا در زمینه ارائه اشعار اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام کوشا باشیم نظرات مفید و سازنده شما مهمانان گرامی است که امیدواریم از ما دریغ نکنید.

ضمن تقاضای مجدد از شما نسبت به ارسال نظرات می توانید به تصویر ذیل کلیک کرده تا به جایگاه نظرات هدایت شوید

با تشکر فراوان


                          ارادتمند خاندان عصمت و طهارات علیهم السلام: خادم الحسین ع

www.aleabaa.ir


چرا نام حضرت علی (ع)در قرآن نیامده است؟



سوال؟ چرا نام امیرالمومنین علی علیه السلام در قرآن نیامده است


امام علی (علیه السلام)در قران

در دنیای امروز که از هر نظربه آن نگاه کنی پر از سختی و مشقت است و انسان این موجود نیازمند به یاری دنبال یک پناهگاه امن میگردد تا بتواند در این مسیر پر از تلاطم و خطر خودش را به ساحل نجات برساند

امام واژه ای آشنا برای شیعیان است که در این زمانها همچون ریسمان محکمی به اون چنگ میندازد و از آن‌ها کمک میطلبد.

حال که این چهارده نور مقدس همچون ستارگان بر آسمان دل ما میتابند.

این سوال برای خیلی ها مطرح می شود که چرا نامی از این مقدسترین موجودات در قرآن، کتاب محکم و استوار الهی برده نشده تا از خیلی جدایی ها و تفرقه ها جلوگیری کند در این میان نام امام علی (ع) شاخص تر و برجسته تر نشان می‌دهدو این سوال را برای ما نمایان تر می سازد.

اول اینکه قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه جزئیات ، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی ، به صراحت نیامده است وتبیین جزییات  به عهده پیامبرصلی الله علیه و آله نهاده شده است .

اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است - تنها 26 تن نام برده شده اند - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبوده اند ، زیرا قرآن خود می‌فرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ …»(پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم وسرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم .) 1


ابوبصیر می گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : مردم می گویند : چرا نام علی و اهل بیت ایشان در کتاب خدا نیست؟ فرمودند: به آنان بگو نماز بر رسول خدا (ص)نازل شد ولی خداوند رکعات آن را که سه یا چهار تاست در کتابش نام نبرد، تا آنکه رسول الله (ص) آن را برای مردم تفسیر کرد و … (2

بسیاری از مسائل هستند که در جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است.

مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید ؛

مثلاً " آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟

و اگر فرضاً دارد ، متحد با ذات است یا خیر؟

و آیا ممکن است خدا جسم و مکان داشته باشد؟

اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است .

حال آیا می شود اشکال کرد که چرا قرآن اینها را بگونه ای واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند؟! در حالیکه با تدبر در قرآن همه این مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است.

در ثانی اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار شده است و صلاحیت حضرت امیر (ع) از طرف خداوند سلب گردیده است.

به عبارتی از روایات معصومین علیهم السلام و تحقیقات رجال دین به این نتیجه می رسیم که احتمالاً از جمله موجبات این ابهام و عدم تصریح به نام مقدس امیرالمومنین علی (ع) به عنوان ولی امر مسلمین در متن قرآن موضوع صیانت قرآن از تحریف بوده است.

زیرا منافقان خطرناکی که با پنهان داشتن کفر درونی خود، دست ایمان به پیغمبر اکرم (ص) داده و خود را به طمع رسیدن به اهداف شیطانی در اعداد امت اسلامی جا زده بودند و در راه رسیدن به اهداف خود چنانکه تاریخ پس از رحلت رسول اکرم(ص) به خوبی نشان داد که از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم، حتّی به خاندان پیامبر در فجیع ترین صورت خودداری نمی کردند!

کسانی که به وجود نازنین اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام رحم نکردند صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند.

همانطور که با احادیث رسول الله (ص) بدلیل ذکر مناقب مولا علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله (ص) را ممنوع کردند؛ چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود.


قرآن کریم در باره ی پیامبر(ص) می فرماید: « وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَی» (3 ) ولی وقتی پیامبر(ص) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح آیات شریف قرآن است.

در نهایت بهتر ایت به این نکته اشاره کنیم که در تشریح احکام الهی و بیان مسایل مربوط به شریعت، تنظیم و جریان کلی امور همواره با این حکمت همراه است که زمینه آزمایش افراد فراهم شود و انسان ها با استفاده از اراده و اختیار خود در جهت اطاعت از اوامر و نواهی الهی ـ که در نهایت به تکامل آنها منجر می شود ـ گام بردارند.

یعنی این آزمایشی الهی بود تا از طریق آن، مؤمنان واقعی و کسانی که تابع محض اوامر خدا و پیامبر (ص) هستند، شناخته شوند و مشخص شود که چه کسانی تسلیم امر و نهی خداوند هستند و چه کسانی قلباً ایمان نیاورده و به دنبال بهانه گیری اند.

از این رو در بیان مسایل مربوط به شریعت اگر تمام مطالب شفاف و بدون ابهام مطرح شود، در بسیاری از موارد حکمت امتحان تحقق پیدا نمی کند.

طبیعت امتحان الهی همین است که باید با اندکی ابهام توأم باشد و اگر تمام مسایل روشن و واضح باشد امتحانان الیه برای انسان معنا پیدا نمی کند.

در مورد خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) نیز حکمت امتحان اقتضا کرده تا این مسأله کاملا صاف و بدون هیچ پیرایه نباشد، و اگر در آیات مربوط به امیرالمؤمنین علی (ع) نام آن حضرت صریحاً ذکر می شد با این حکمت منافات داشت.


اسناد:

1-( سوره مبارکه غافر/آیه شریف  78)

2-(کافی،ج 1،ص286)

3-(سوره مبارکه نجم / آیه شریف ۳)



وفات بانو حضرت خدیجه(س)


روح تو در بهشت به پرواز می شود

درهای غم به قلب نبی وا می شود

در فصل خردسالی و آغاز زندگی

بی مادری فاطمه(س) آغاز می شود


وفات جانگداز همسر با وفای رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله

یارو یاور

حامی و همراه حضرت خاتم الانبیاء

نماد ایمان و تقوا

همسر عصاره هستی

سمبل صلابت و استواری

افتخار بانوان گیتی

بزرگ بانوی جهان اسلام

حضـــــــرت خدیجـــــــــــه کبـــــــــری(س)

به محضر امام عصر روحی فدا

و خدمت مقام عظمای ولایت و مرجعیت جهان تشیع

حضرت امام خامنه ای مدظله

و همه شیعیان و مسلمانان جهان تسلیت باد.


متن ادبی وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها


وفات بزرگ بانوی دین، و مظهر بخشش و کرامت را تسلیت می گوییم

السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی


سلام بر تو ای شیرین لقای از دست رفته محمد(ص)!


ای چراغ روشن شب های رسالت، کاش هنوز بودی و بقچه محبتت را تا غار حرایِ تنهاییِ رسول، به دوش می کشیدی، تا اوج وفای خود را با پرچم صفای زنانه ات، بر قله کوه های مکه به تماشا بگذاری!

سلام بر تو ای انیس تهی دستیِ دین، ای مونس محمد امین!

حضرت خدیجه(س) زنی بود از جنس آسمان که با عروج روحانی اش به ملکوت، دیگر کسی رسول خدا را شادمان ندید.

در تعریف خدیجه(س) همان بس که فاطمه از دامان او برخاست و محمد با تکیه بر حمایت های او بر قلّه رسالت نشست.

عظمت مقام خدیجه(س) از سربلندی او در امتحانی بود که با تمام تنهایی، لحظه ای در حقانیت رسول خدا(ص) شک نکرد.

اگر نبود دست یاری گر خدیجه(س)، شعله دین اسلام در شعب ابی طالب خاموش می شد.

وفات خدیجه کبرا، همسر و هم سِرِّ رسول خدا، بزرگ بانوی رنج و صبر و دعا را تسلیت می گوییم!

جبرئیل درباره خدیجه(س) می فرماید: «یا محمد! بر خدیجه(س) از جانب پروردگارش سلام برسان و او را به خانه ای از زبرجد در بهشت بشارت ده».]

خدیجه(س)، مظهر خلوص و تمثیل «عبادالله الصّالحین» بود.

درک آسمان عظیمی همچون رسول خدا(ص)، نیازمند اقیانوسی مانند خدیجه کبرا بود تا تصویر آسمانی او را در تمام خویش منعکس کند.

خدیجه(س) بانویی بود که دارایی اش موجب والایی اش و ثروتش ابزار همّت و کرامتش بود.

امشب، هم درد با امّ ابیها، کوچ بانوی آفتابی خانه وحی را به سوگ می نشینیم؛ خاموشی شعله امید رسول خدا، خدیجه کبرا را تسلیت عرض می کنیم.

وفات نخستین بانوی لبیک گوی رسالت، الهه کرامت و آبروی نجابت، حضرت خدیجه کبرا(س) را تسلیت می گوییم.

کوچ خدیجه کبرا(س)، هجرت خورشیدی بود که هم خانه آسمان و هم شانه حماسه های نورانی اش بود.

حضرت خدیجه(س) یکی از چهار زن کامله آفرینش بود که دوازده ستاره درخشان امامت از وجود او ریشه گرفته اند.

همسری رسول خدا(ص)، لیاقتی می خواست که ذات مقدس الهی، این شایستگی را در وجود حضرت خدیجه(س) آفرید.

استواری درخت را از میوه شیرین آن می توان شناخت و معنای خدیجه را از زلالی زهرا(س)


خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران.

پروازش تلخ ترین حقیقتی است که امشب گلوی مکه را خواهد فشرد.

با کوچ تو ای بانو! دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل ها، بی شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛ که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست،




ای انسان چه چیز تورا در برابر پروردگارت مغرور ساخته


ای انسان چه چیز تورا در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟


پس از چيست كه بر درد خويش شكيبا هستى و بر مصيبتهاى خود صبور و پايدارى؟ از چيست كه بر جان خود، كه در نزد تو عزيزترين جانهاست، سرشكى نمى‌بارى؟

متن حدیث

يا اءَيُّهَا الْإِنْسانُ ما جَرَّاءَكَ عَلى ذَنْبِكَ، وَ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ، وَ ما آنَسَكَ بَهَلَكَةِ نَفْسِكَ؟ اءَما مِنْ دائِكَ بُلُولٌ، اءَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمَتِكَ يَقَظَةٌ؟ اءَما تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِكَ ما تَرْحَمُ مِنْ غَيْرِكَ؟ فَلَرُبَّما تَرَى الضَّاحِي مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ فَتُظِلُّهُ، اءَوْ تَرَى الْمُبْتَلَى بِاءَلَم يُمِضُّ جَسَدَهُ فَتَبْكِي رَحْمَةً لَهُ.
فَما صَبَّرَكَ عَلى دائِكَ، وَ جَلَّدَكَ بِمُصابِكَ، وَ عَزّاكَ عَنِ الْبُكاءِ عَلَى نَفْسِكَ وَ هِيَ اءَعَزُّ الْاءَنْفُسِ عَلَيْكَ؟ وَ كَيْفَ لا يُوقِظُكَ خَوْفُ بَياتِ نِقْمَةٍ وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعاصِيهِ مَدارِجَ سَطَواتِهِ.
فَتَداوَ مِنْ داءِ الْفَتْرَةِ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَةٍ، وَ مِنْ كَرَى الْغَفْلَةِ فِي ناظِرِكَ بِيَقَظَةٍ، وَ كُنْ لِلَّهِ مُطِيعا، وَ بِذِكْرِهِ آنِسا، وَ تَمَثَّلْ فِي حالِ تَوَلِّيكَ عَنْهُ إِقْبالَهُ عَلَيْكَ، يَدْعُوكَ إِلَى عَفْوِهِ، وَ يَتَغَمَّدُكَ بِفَضْلِهِ، وَ اءَنْتَ مُتَوَلِّ عَنْهُ إ لى غَيْرِهِ.
فَتَعالى مِنْ قَوِيٍّ مَا اءَكْرَمَهُ، وَ تَواضَعْتَ مِنْ ضَعِيفٍ ما اءَجْرَاءَكَ عَلى مَعْصِيَتِهِ، وَ اءَنْتَ فِي كَنَفِ سِتْرِهِ مُقِيمٌ، وَ فِي سَعَةِ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ، فَلَمْ يَمْنَعْكَ فَضْلَهُ، وَ لَمْ يَهْتِكْ عَنْكَ سِتْرَهُ، بَلْ لَمْ تَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ مَطْرَفَ عَيْنٍ فِي نِعْمَةٍ يُحْدِثُها لَكَ، اءَوْ سَيِّئةٍ يَسْتُرُها عَلَيْكَ، اءَوْ بَلِيَّةٍ يَصْرِفُها عَنْكَ، فَما ظَنُّكَ بِهِ لَوْ اءَطَعْتَهُ
وَايْمُ اللَّهِ لَوْ اءَنَّ هذِهِ الصِّفَةَ كانَتْ فِي مُتَّفِقَيْنِ فِي الْقُوَّةِ، مُتَوازِيَيْنِ فِي الْقُدْرَةِ، لَكُنْتَ اءَوَّلَ حاكِمٍ عَلى نَفْسِكَ بِذَمِيمِ الْاءَخْلاقِ


امیرالمومنین امام علی علیه السلام به هنگام تلاوت آیه 6 سوره انفطار "یا ایها الانسان ماغرک بربک الکریم" فرمود:

اى انسان ، چه كسى تو را به گناهكارى دلير كرد و چه چيز تو را به پروردگارت مغرور نمود؟ و چه چيز تو را به هلاكت خويش دلبسته ساخت؟ آيا دردت را درمانى نيست؟ آيا از اين خواب گران ديده نمى گشايى؟ چرا آنسان،كه به ديگران مهر مى ورزى به خود مهربان نيستى؟


بسا كسى را در تابش آفتاب بينى و از سر ترحم بر او سايه افكنى يا بيمارى پيكرش را دردمند ساخته و بر او از

سر دلسوزى بگريى.پس از چيست كه بر درد خويش شكيبا هستى و بر مصيبتهاى خود صبور و

پايدارى؟



از چيست كه بر جان خود، كه در نزد تو عزيزترين جانهاست، سرشكى نمى‌بارى ؟ چرا شبيخون كيفر خداوندى از

خواب غفلتت برنمى انگيزد و حال آنكه، نافرمانيهايت تو را به ورطه قهر او افكنده است.

پس به نيروى عزم و تصميم، دردى را كه بر دل تو سستى آورده، درمان كن و به بيدارى و هوشيارى خواب غفلت از

ديدگان بزداى. خدا را اطاعت كن و به ياد او انس بگير. و در نظر آر، آن حالت را كه تو از او روى گردانيده

اى و او به تو روى آورده است. تو را به بخشايش ‍ خويش فرا مى خواند و فضل و نعمتش تو را در

برگرفته و تو از او به ديگرى روى نهاده اى.بلند و برتر است آن خداى توانا كه كريم و بزرگوار است.


و تو اى بنده بي‌مقدار ناتوان در نافرمانى او، چه گستاخى و حال آنكه، در پناه ستر و پوشش او غنوده اى و در

فراخناى فضل و بخشايش او مى گردى. خداوند نه فضل و بخشايش خود را از تو دريغ داشت و نه پرده

از گناهانت برگرفت. بلكه، چشم بر هم زدنى، از نعمتى كه بر تو ارزانى مى دارد و پرده اى كه بر

گناهان تو مى‌كشد يا بلايى كه از تو مى گرداند بى بهره نبوده اى.

پس، چه گمان برى به او، اگر فرمانش برى ؟

به خدا سوگند، اگر اين حال ميان تو و ديگرى كه در قدرت و توان همسنگ تو مى بود، پديد آمده بود، تو خود

نخستين كسى بودى كه خود را به سبب سوء اخلاق و زشتى رفتارت نكوهش مى‌كردى...


منبع:

«نهج البلاغه،خطبه 223»





فرمایشات مقام عظمای ولایت و مرجعیت حضرت امام خامنه ای مدظله


فرمایشات مقام عظمای ولایت و مرجعیت حضرت امام خامنه ای مدظله

توجه به نماز، اهتمام به نماز، خيلى تأثير دارد. نماز را با توجه خواندن، اول وقت خواندن، با حضور قلب خواندن، با تمركز خواندن، خيلى خيلى اثر دارد.


پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارك رمضان، به صورت روزانه توصیه‌های كاربردی رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله امام خامنه ای مدظله العالی درباره نماز، قرآن و نهج البلاغه كه در بیاناتشان به آن پرداخته‌اند را به ترتیب در سه دهه ایام ماه مبارك رمضان منتشر می‌کند.

 
دل را به خدا پيوند بزنيد. راهش هم در شرع مقدس باز است؛ يك كار رمزآلود پيچيده‌اى نيست. شما قله‌ى كوه را از پائين نگاه مي‌كنيد، مى‌بينيد كسانى آنجا هستند؛ اينجور نيست كه تصور كنيد اينها بال زدند رفتند آنجا؛ نه، اينها از همين مسيرى كه جلوى پاى شماست، جلو رفتند و به آنجا رسيدند. دچار توهم نشويم، خيال نكنيم كه با يك نوع حركت غيرعادى و غيرمعمولى ميتوان به آن قله‌ها رسيد؛ نه، آنهائى كه در آن قله‌ها مشاهده مي‌كنيد، از همين راهها عبور كردند. اين راهها چيست؟ در درجه‌ى اول، ترك گناه. گفتنش آسان است، عملش سخت است؛ اما ناگزير است. دروغ نگفتن، خيانت نكردن، از لغزشهاى گوناگون جنسى و شهوانى پرهيز كردن، از گناهان پرهيز كردن؛ قدمِ مهمترينش اين است. بعد از ترك گناه، انجام واجبات، و از همه‌ى واجبات مهمتر، نماز است. «و اعلم انّ كلّ شى‌ء من عملك تبع لصلاتك»؛ همه‌ى كار انسان تابع نماز است. نماز را به وقت بخوانيد، با توجه و با حضور قلب بخوانيد. ۱۳۸۹/۰۵/۳۱


*** مؤمن هيچ كار خيرى را هم از روى خجالت و حيا ترك نمى‌كند. به بعضيها مى‌گويند: آقا! چرا فلان جا نماز يا نافله يا نماز اوّل وقتتان را نخوانديد؟ مى‌گويند خجالت كشيديم! نه؛ از روى حيا، هيچ كار نيكى را ترك نكنيد. خواهند گفت متظاهر است؟ بگويند. خواهند گفت خودشيرينى مى‌كند؟ بگويند. اگر حرفى حقّ است و اگر كارى خوب است، آن را به‌خاطر ملاحظه ديگران ترك نكنيد. ۱۳۷۸/۰۵/۰۸


*** كار كردن در يك كارگاه علمى، كارگاه آموزشى، مركز تحقيقات، فلان كلاس درس و فلان دانشگاه، هيچ منافاتى با اين ندارد كه انسان نمازش را اول وقت، با توجه و با احساس حضور در مقابل خداوند بجا آورد. اين، دل شما را شستشو ميدهد. شماها جوانيد و دلهاى شما نورانى است. ۱۳۸۵/۰۶/۲۵


*** در محيط دانشجويىِ جوان، پرداختن به معارف دينى، پرداختن به الگوهاى دينى، توسلات به پروردگار، توسلات به ائمه (عليهم السلام)، خواندن دعاى عرفه، برگزارى مراسم اعتكاف و خواندن نماز جماعت، بسيار خوب است. البته اين را هم عرض بكنم؛ در مراسم مذهبى به روح مراسم توجه كنيد؛ فقط صورت سازى نباشد؛ انسان شعرى بخواند، اشكى بگيرد يا بريزد. روح دعا و نماز عبارت است از ارتباط با خدا، آشنا شدن با خدا، بهره بردن از معنويت، پاكيزه كردن و پيراستن روح، و پالايش كردن ذهن از وسوسه ها. نماز را با توجه و اول وقت بخوانيد. تحجر بد است؛ فكر نكردن در لايه هاى زيرين ظواهر، عيب بزرگى است؛ مواظب باشيد به اين عيب دچار نشويد. ۱۳۸۴/۰۲/۱۹


*** شما مي‌توانيد خودتان را متوجه به معانى مترقى و متعالى معنوى كنيد؛ اين را براى خودتان در نظر بگيريد. توجه به نماز، اهتمام به نماز، خيلى تأثير دارد. نماز را با توجه خواندن، اول وقت خواندن، با حضور قلب خواندن، با تمركز خواندن، خيلى خيلى اثر دارد. ۱۳۹۱/۰۷/۱۲





نحوه دعای پدر و مادر برای فرزندان از منظر قرآن

نحوه دعای پدر و مادر برای فرزندان


یکی از اصول تربیتی که متاسفانه نسبت به آن غفلت شده است، دعای والدین برای فرزند است.


با بررسی آیات قرآن به مواردی برخورد می کنیم که پیامبران الهی برای فرزندان خود دعا کرده اند و در روایات نیز

تاکید شده است که دعای والدین در حق فرزند مستجاب است.



لذا والدین عزیز می توانند از این اصل قرآنی برای تربیت فرزندان خود استفاده کنند.

در آیه ای می خوانیم: «پروردگارا مرا برپا کننده ی نماز قرار ده و از فرزندانم [نیز چنین فرما]، پروردگارا دعای مرا

بپذیر.»۱


همچنین در آیه ای دیگر در توصیف مؤمنان و پرهیزگاران داریم: «و کسانی که می گویند: پروردگارا! از همسران و

فرزندان مان مایه ی روشنی چشم ما قرار ده و ما را برای پرهیزگاران گردان!»۲ 



منبع: 


۱. سوره ابراهیم، آیه ۴۰.

۲. سوره فرقان، آیه ۷۴.

۳. خانه خوبان، ش۳۳، ص۱۱.




روایت ساعت خوردن شام از زبان ائمه اطهار علیهم السلام



روایت خوردن شام از زبان ائمه اطهار علیهم السلام


یکی از مباحثی که می‌تواند در حفظ سلامت جسمی و روحی به ما کمک کند توجه به سیره و سنت پیشوایان دینی و انبیاء الهی است که متصل و متکی به وحی بودند و صلاح ما و راه و روش درست زندگی کردن را بهتر از هرکسی می‌دانند.

 

 

امام علی(ع) درباره این‌که پیامبران چه موقع شام می‌خوردند؟ فرمودند:" شام خوردن پیامبران، پس از تاریکیِ شب بوده است. آن را وامگذارید؛ چرا که واگذاردن آن، ویرانی تن است1".

 

در جایی دیگر از زیاد بن ابی الحلال نقل شده است که با امام صادق(ع) شام خوردم آن حضرت، فرمود:" شامِ پس از نمازِ خفتن، شام پیامبران است2".

 

هم‌چنین رسول خدا(ص) درباره پیامدهای شام نخوردن چنین می‌فرمایند:" خوردن شام را وامگذارید، هر چند به مشتی خرما باشد؛ زیرا وا گذاشتن آن، انسان را پیر می‏‌کند3".

 

"خوردن شام را وا مگذارید، هر چند به خوردن دانه‏‌ای خرمای خشکیده باشد. من بر امّت خویش، از این، بیم دارم که از وا گذاردن شام، پیری (در هم شکستگی) به سراغشان آید؛ چرا که شام، مایه نیرومندیِ پیر و جوان است4".

 

امام صادق(ع) نیز درباره اهمیت این وعده غذایی فرمودند: "خوردن شام را وا مگذار، هر چند به سه لقمه نان با نمک باشد5".

 

"هر کس شام را واگذارد، رگی در بدن وی می‏‌میرد و هرگز زنده نمی‏‌شود 6".

 

منابع:

 

1- الکافی، جلد 6، صفحه 288، حدیث 1، المحاسن، جلد 2، صفحه 195، حدیث 1566، الخصال، صفحه 619، حدیث 10، تحف العقول، صفحه 110، مکارم الأخلاق، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1444، حدیث 6 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 162

 

2- الکافی، جلد 6، صفحه 289، حدیث 7، المحاسن، جلد 2، صفحه 195، حدیث 1567، بحارالأنوار، جلد 66، صفحه 342، حدیث 7 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 164

 

3- سنن ابن ماجة، جلد 2، صفحه 1113، حدیث 3355، کنزالعمّال، جلد 10، صفحه 46، حدیث 28290 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 160

 

4- المحاسن، جلد 2، صفحه 196، حدیث 1571، بحار الأنوار، جلد 66، صفحه 343، حدیث 10 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 162

 

5- مکارم الأخلاق، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1447، بحار الأنوار، جلد 66، صفحه 345، حدیث 20 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 162

 

6- مکارم‌الأخلاق، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1448، بحارالأنوار، جلد 66، صفحه 345، حدیث 20 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 /166





عدم استجابت دعا


چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود؟


دعا نشان از فروتنی، تواضع، خاکساری، خشوع و خضوع به درگاه معبودی عزیز و مقتدر، توانا و بلند مرتبه است

در مقام دعا باید دانست که «من» هیچ نیست و هر چه هست «اوست» باید باور کرد که من مخلوقم و او خالق، من ذلیلم و او عزیز.

یکی از پرسش‌هایی که همواره برای بندگان مومن خدا مطرح‌ می‌شود این است که چرا گاهی دعاها وخواسته‌های ما برآورده و مستجاب نمی‌شود؟ این مساله عوامل زیادی دارد که پاسخ آن را در کلام معصومین(ع) جستجو می‌کنیم.


امام علی(ع) در پاسخ سوال فردی مبنی بر این‌که خداوند فرموده است «مرا بخوانید، تا اجابتتان کنم». پس، چرا دعا می‏‌کنیم ولی دعایمان اجابت نمی‏‌شود؟ فرمودند: "

زیرا دل‌های شما هشت خیانت کرده است: نخستین آنها این است که شما خدا را شناختید، امّا حقّ او را چنان که بر شما واجب کرده است ادا نکردید؛ بنابراین، شناخت شما به کارتان نیامد ... وقتی درها و راه‌های دعا را بسته‏‌اید چه دعایی‏ از شما مستجاب می‏‌شود؟1".


امام صادق(ع) نیز در پاسخ به گروهی که از آن حضرت پرسیدند: چرا ما دعا می‏‌کنیم، امّا مستجاب نمی‏‌شود؟

فرمودند: " چون کسی را می‏‌خوانید که نمی‏‌شناسیدش2". 

همچنین پیامبر خدا(ص) در این باره می‌فرمایند: "همانا بنده دستش را (برای دعا) به درگاه خدا بالا می‏‌برد در حالی که خوراکش حرام است؛ با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب شود؟3".

امام علی(ع) درباره این که چه حکمت‌هایی در تأخیر استجابت دعاست؟ می‌فرمایند:

تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا که بخشش (خداوند) بسته به نیّت تو است؛ چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود، تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار (به بخشش الهی) را بخشش بیشتر دهد؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود امّا دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است. و بسا خواسته‏‌ای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد4".


آن حضرت همچنین فرمودند: "خداوند عز و جل به عیسی بن مریم علیه‏‌السلام وحی فرمود: به اشراف بنی اسرائیل بگو که ... من دعای هیچ یک از شما و هیچ یک از کسانی را که حقّی از مخلوقات مرا به گردن دارند، اجابت نمی‏‌کنم5".
 

امام باقر(ع) نیز در بیان موانع استجابت دعا می‌فرمایند: "(گاه) بنده از خداوند حاجتی را می‏‌خواهد و از شأن خداست که آن را در آینده‏‌ای نزدیک، یا با تأخیر برآورده سازد؛ امّا بنده بعدا مرتکب گناهی می‏‌شود.

پس، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می‏‌گوید: حاجت او را برآورده مساز و او را از آن محروم گردان؛ زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد6".


رسول مکرم اسلام(ص) همچنین فرمودند:

"بدانید که خداوند، دعایی را که از دلی غافل و بی‏‌خبر باشد، نمی‏‌پذیرد7".


منابع:

1- أعلام الدین: 269 منتخب میزان الحکمة : 196

2- بحار الأنوار: 93 / 368 / 4 منتخب میزان الحکمة : 196

3- إرشاد القلوب: 149 منتخب میزان الحکمة : 196

4- کشف المحجّه: 228 منتخب میزان الحکمة : 200

5- الخصال: 337 / 40 منتخب میزان الحکمة : 196

6- بحارالأنوار: 73 / 329 / 11 منتخب میزان الحکمة : 196

7- بحارالأنوار: 93 / 321 / 31 منتخب میزان الحکمة : 196




احادیث از ائمه معصومین ع از باب تهمت بهتان افتراء دروغ



بهتان و تهمت از گناهان کبیره است و در قرآن مجید به شدت از آن نهی و عذاب شدیدی برای آن ذکر شده که به آن اشاره خواهد شد.
 
در حقیقت بهتان بدترین نوع دروغ است و چنانچه اتهام شخص در غیاب وی باشد غیبت هم بشمار می‌آید و انسان در واقع مرتکب دو گناه شده است یکی دروغ و دیگری غیبت.
 
بهتان و افتراء عبارت است از این‌که انسان در حق غیر به چیزی که راضی نیست دروغ بگوید،

به عبارت دیگر چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده را به انجام آن متهم کند

و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب.
 
در روایات واحادیث از این عمل زشت و ناپسند به عنوان بزرگترین ظلم در حق برادر مؤمن یاد شده که او را متهم به ارتکاب گناهی کنی که هرگز آن را انجام نداده است.
 
خداوند در آیه 12 سوره حجرات می‌فرماید: "ای مؤمنان از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید زیرا بعضی از گمان‌ها گناه است".
 
پیامبر اکرم (ص) در این باره می‌فرمایند: "هر کس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند یا درباره‎ کسی چیزی بگوید که در او نیست خداوند در قیامت او را بر تلی از آتش قرار می‌دهد تا از آنچه گفته است خارج شود. و از عهده گفته‎ خود بیرون آید1".
 
امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "هر گاه مؤمنی برادر مؤمن خویش را متهم سازد و به او تهمت بزند ایمان از قلب او محو می‌شود همچنان که نمک در آب ذوب می‌گردد و وقتی ایمان مؤمن ذوب شد و دیگر اثری از ایمان در قلبش باقی نماند جایگاهش دوزخ است2"
 
حال ببینیم تهمت چه پیامدی دارد؟
 
امام سجّاد علیه‏‌السلام  می فرماید:"هر کس به مردم عیبی را نسبت دهد که دارند، مردم به او عیبی را که ندارد نسبت دهند3".
 
امام صادق علیه‏‌السلام میفرماید :"هرگاه مؤمن به برادر خود تهمت زند ایمان در قلب او آب شود همچنان که نمک در آب حلّ می‏‌شود4".
 
همچنین ایشان فرمودند:"مَنِ اتَّهمَ أخاهُ فی دِینِهِ فلا حُرمَةَ بَینَهُما"."هر کس به برادر دینی خود تهمت زند حرمتی میان آن دو به جا نمی‏‌ماند5".
 
منابع:
 
1-وسائل الشیعه، ج8، ص603؛ عیون اخبار الرضا، ب 30.
 
2-کافی، ج2، ص361؛ البرهان، 4/208
 
3- بحارالأنوار: 78 / 160 / 21 منتخب میزان الحکمة: 86
 
4-الکافی: 2 / 361 / 1 منتخب میزان الحکمة: 96
 
5- الکافی: 2 / 361 / 2 منتخب میزان الحکمة: 96



دام شیطان برای ثروتمند



رسولُ‌اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم: "إنَّ الشَّيطانَ قالَ: لن‏يَنجُوَ مِنّي الغَنِيُّ مِن إحدى ثلاثٍ: إمّا أن اُزَيِّنَهُ في عَينِهِ فَيَمنَعَهُ مِن حَقِّهِ، و إمّا أن اُسَهِّلَ علَيهِ سبيلَهُ فَيُنفِقَهُ في غيرِ حَقِّهِ، وإمّا أن اُحَبِّبَهُ إلَيهِ فَيَكسِبَهُ بغيرِ حَقِّهِ".
 
نبی مکرم اسلام (ص) فرمودند: شيطان گفت:
 


آدم توانگر از چنگ من خلاصى ندارد و او را به يكى از اين سه چيز گرفتار مي‌كنم:

يا مال و ثروت را در نظر او مي‌آرايم كه در نتيجه، از پرداخت حقوق مالى خويش، خوددارى مي‌ورزد.

يا راه‌هاى مصرف آن را برايش آسان مي‌كنم كه در نتيجه، آن‌ها را به ناحقّ خرج مي‌كند .

و يا مال و ثروت را محبوب او مي‌گردانم كه در نتيجه، آن را از راه‌هاى ناروا به دست مي‌آورد"1.
 
همچنين آن حضرت در پاسخ سوال شخصي مبني بر اين‌كه براي زياد شدن روزي چه كارهايي انجام دهيم؟

فرمودند: "پيوسته در حال طهارت و پاكيزگى باش، روزيت افزايش مي‌يابد"2.
 
منبع:
 
كنز العمّال: 44154 منتخب ميزان الحكمة: 234
 
كنز العمّال: 16677 منتخب ميزان الحكمة: 432



مهمترین پیروی از معروف رضایت امام زمان عج


رضایت حضرت ولیعصر ارواحنا فدا در استجابت دعاها

مهمترین پیروی از معروف، که بالاتر از آن نیست، این است که انسان باید سعی کند امام زمان علیه السّلام را از خود راضی نگه دارد. باید دانست که همچنان که انجام تکلیف هایی مانند نماز، روزه، خمس، زکات و امر به معروف و نهی از منکر و ترک حرام و ... واجب است، همان گونه اطاعت از امام زمان ارواحنا فداه و فرمایشات ائمه معصومین علیهم السّلام در همه اموری که به ما فرمان می دهند، واجب است.

علاوه بر این، محبّت همه ائمّه واجب و دشمنی با آنان، دشمنی با خداوند است و از آن جا که به وسیله ولایت ائمه اعمال قبول می شود مسئله ولایت ائمّه از اهم اوامر دینی است. زیرا اعمال ما به ولایت ائمّه علیهم السّلام مورد قبول درگاه الهی می شود همان گونه که در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «به ولایت و دوستی شما(اهل بیت علیهم السّلام) اعمال واجب ما قبول می شود.»۱

و در فرازی از زیارت حضرت ولیّ عصر ارواحنا فداه آمده:
«شهادت می دهم که به ولایت (و دوستی) شما اعمال قبول شده و کردارها پاکیزه گردیده و حسنات و ثواب ها دو چندان یا بیشتر می گردد و گناهان محو می شود.»۲

بنابراین، بالاترین پیروی از معروف، در اطاعت امام زمان ارواحنا فداه بودن و اسباب و اعمال موجب رضایتش را فراهم کردن است، زیرا شرط قبولی تمام اعمال ولایت او و ائمه و آباء طاهرینش علیهم السّلام می باشد، و اگر ولایت امام زمان علیه السّلام و ائمه علیهم السّلام را نداشته باشیم، اعمال دیگر مورد قبول واقع نمی شود و بدترین منکر روی برگردانیدن و پشت کردن به امام زمان علیه السّلام می باشد.


منبع:

۱. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.
۲. مفاتیح الجنان، زیارت حضرت صاحب الأمر ارواحنا فداه، ص۸۶۸.
۳. آه و سوز آقا امام زمان علیه السّلام در زیارت ناحیه مقدّسه، ص۱۶۳-۱۶۴