پاداش خواندن قرآن

 

 

پاداش خواندن قرآن

 

مرحوم دیلمی از امام صادق (ع) روایت می کند که فرمود: خواندن قرآن از ذکر برتر و ذکر از صدقه بهتر و صدقه از

روزه بالاتر و روزه سپری است در مقابل آتش.

 

در عدة الداعی از امام صادق (ع) روایت شده که می فرماید: هر کس قرآن را در نماز و در حال ایستاده بخواند به

هر حرفی صد حسنه برای او ثبت خواهد شد و چنانچه در نماز نشسته بخواند پنجاه حسنه و در غیر نماز با وضو

بیست و پنج حسنه و بدون وضو ده حسنه در نامه عملش ثبت خواهد شد.

 

سپس فرمودند: من نمی گویم «المر» یک حرف است بلکه از برای الف آن ده حسنه و لام ده حسنه و میم ده

حسنه و راء آن ده حسنه (هر کدام جدا، جدا) نوشته می شود.

 

در اصول کافی از اسحاق بن عمار روایت شده که می گوید: به امام صادق(ع) گفتم: فدایت شوم من قرآن را حفظ

کرده ام آیا خواندن آن از حفظ بهتر است یا از رو خواندن؟

 

حضرت فرمود: از رو خواندن بهتر است، آیا نمی دانی که نگاه کردن بر روی قرآن عبادت است؟

 

 

منبع: آشنایی و انس با قرآن

 

 

 

 

 

چرا نام حضرت علی (ع)در قرآن نیامده است؟



سوال؟ چرا نام امیرالمومنین علی علیه السلام در قرآن نیامده است


امام علی (علیه السلام)در قران

در دنیای امروز که از هر نظربه آن نگاه کنی پر از سختی و مشقت است و انسان این موجود نیازمند به یاری دنبال یک پناهگاه امن میگردد تا بتواند در این مسیر پر از تلاطم و خطر خودش را به ساحل نجات برساند

امام واژه ای آشنا برای شیعیان است که در این زمانها همچون ریسمان محکمی به اون چنگ میندازد و از آن‌ها کمک میطلبد.

حال که این چهارده نور مقدس همچون ستارگان بر آسمان دل ما میتابند.

این سوال برای خیلی ها مطرح می شود که چرا نامی از این مقدسترین موجودات در قرآن، کتاب محکم و استوار الهی برده نشده تا از خیلی جدایی ها و تفرقه ها جلوگیری کند در این میان نام امام علی (ع) شاخص تر و برجسته تر نشان می‌دهدو این سوال را برای ما نمایان تر می سازد.

اول اینکه قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه جزئیات ، اصل امامت به صراحت در قرآن ذکر شده است اما جزئیات و مصادیق آن به خاطر مصالحی ، به صراحت نیامده است وتبیین جزییات  به عهده پیامبرصلی الله علیه و آله نهاده شده است .

اگر در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است - تنها 26 تن نام برده شده اند - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبوده اند ، زیرا قرآن خود می‌فرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ …»(پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم وسرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم .) 1


ابوبصیر می گوید : به امام صادق علیه السلام عرض کردم : مردم می گویند : چرا نام علی و اهل بیت ایشان در کتاب خدا نیست؟ فرمودند: به آنان بگو نماز بر رسول خدا (ص)نازل شد ولی خداوند رکعات آن را که سه یا چهار تاست در کتابش نام نبرد، تا آنکه رسول الله (ص) آن را برای مردم تفسیر کرد و … (2

بسیاری از مسائل هستند که در جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است.

مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید ؛

مثلاً " آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟

و اگر فرضاً دارد ، متحد با ذات است یا خیر؟

و آیا ممکن است خدا جسم و مکان داشته باشد؟

اینها مباحثی است که اختلافات زیادی را در بین مسلمانان موجب گشته است .

حال آیا می شود اشکال کرد که چرا قرآن اینها را بگونه ای واضح ننوشت که مردم در آن اختلاف نکنند؟! در حالیکه با تدبر در قرآن همه این مسائل و حتی امامت امیرالمؤمنین علیه السلام قابل اثبات است.

در ثانی اگر در قرآن اسم امام می آمد هیچ بعید نبود و این امکان کاملاً قابل طرح بود که عده ای که دارای تشکیلات به هم پیوسته و منظمی بوده اند، توطئه چیده و بگویند که پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم در آخرین لحظات حیات خود فرموده که این آیه باید نسخ گردد و مثلاً انتخاب خلیفه به شورا واگذار شده است و صلاحیت حضرت امیر (ع) از طرف خداوند سلب گردیده است.

به عبارتی از روایات معصومین علیهم السلام و تحقیقات رجال دین به این نتیجه می رسیم که احتمالاً از جمله موجبات این ابهام و عدم تصریح به نام مقدس امیرالمومنین علی (ع) به عنوان ولی امر مسلمین در متن قرآن موضوع صیانت قرآن از تحریف بوده است.

زیرا منافقان خطرناکی که با پنهان داشتن کفر درونی خود، دست ایمان به پیغمبر اکرم (ص) داده و خود را به طمع رسیدن به اهداف شیطانی در اعداد امت اسلامی جا زده بودند و در راه رسیدن به اهداف خود چنانکه تاریخ پس از رحلت رسول اکرم(ص) به خوبی نشان داد که از اقدام به هر نوع جنایت و جور و ستم، حتّی به خاندان پیامبر در فجیع ترین صورت خودداری نمی کردند!

کسانی که به وجود نازنین اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام رحم نکردند صد در صد اگر نام علی علیه السلام در قرآن ذکر می شد با تمام قوا علیه قرآن قیام می کردند و او را تحریف می کردند.

همانطور که با احادیث رسول الله (ص) بدلیل ذکر مناقب مولا علی علیه السلام جنگیدند و خواندن احادیث رسول الله (ص) را ممنوع کردند؛ چرا که اکثر احادیث رسول خدا صلی الله علیه و آله در مدح و فضل مولا علی علیه السلام بود.


قرآن کریم در باره ی پیامبر(ص) می فرماید: « وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَی» (3 ) ولی وقتی پیامبر(ص) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این مرد هذیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح آیات شریف قرآن است.

در نهایت بهتر ایت به این نکته اشاره کنیم که در تشریح احکام الهی و بیان مسایل مربوط به شریعت، تنظیم و جریان کلی امور همواره با این حکمت همراه است که زمینه آزمایش افراد فراهم شود و انسان ها با استفاده از اراده و اختیار خود در جهت اطاعت از اوامر و نواهی الهی ـ که در نهایت به تکامل آنها منجر می شود ـ گام بردارند.

یعنی این آزمایشی الهی بود تا از طریق آن، مؤمنان واقعی و کسانی که تابع محض اوامر خدا و پیامبر (ص) هستند، شناخته شوند و مشخص شود که چه کسانی تسلیم امر و نهی خداوند هستند و چه کسانی قلباً ایمان نیاورده و به دنبال بهانه گیری اند.

از این رو در بیان مسایل مربوط به شریعت اگر تمام مطالب شفاف و بدون ابهام مطرح شود، در بسیاری از موارد حکمت امتحان تحقق پیدا نمی کند.

طبیعت امتحان الهی همین است که باید با اندکی ابهام توأم باشد و اگر تمام مسایل روشن و واضح باشد امتحانان الیه برای انسان معنا پیدا نمی کند.

در مورد خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) نیز حکمت امتحان اقتضا کرده تا این مسأله کاملا صاف و بدون هیچ پیرایه نباشد، و اگر در آیات مربوط به امیرالمؤمنین علی (ع) نام آن حضرت صریحاً ذکر می شد با این حکمت منافات داشت.


اسناد:

1-( سوره مبارکه غافر/آیه شریف  78)

2-(کافی،ج 1،ص286)

3-(سوره مبارکه نجم / آیه شریف ۳)



ای انسان چه چیز تورا در برابر پروردگارت مغرور ساخته


ای انسان چه چیز تورا در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟


پس از چيست كه بر درد خويش شكيبا هستى و بر مصيبتهاى خود صبور و پايدارى؟ از چيست كه بر جان خود، كه در نزد تو عزيزترين جانهاست، سرشكى نمى‌بارى؟

متن حدیث

يا اءَيُّهَا الْإِنْسانُ ما جَرَّاءَكَ عَلى ذَنْبِكَ، وَ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ، وَ ما آنَسَكَ بَهَلَكَةِ نَفْسِكَ؟ اءَما مِنْ دائِكَ بُلُولٌ، اءَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمَتِكَ يَقَظَةٌ؟ اءَما تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِكَ ما تَرْحَمُ مِنْ غَيْرِكَ؟ فَلَرُبَّما تَرَى الضَّاحِي مِنْ حَرِّ الشَّمْسِ فَتُظِلُّهُ، اءَوْ تَرَى الْمُبْتَلَى بِاءَلَم يُمِضُّ جَسَدَهُ فَتَبْكِي رَحْمَةً لَهُ.
فَما صَبَّرَكَ عَلى دائِكَ، وَ جَلَّدَكَ بِمُصابِكَ، وَ عَزّاكَ عَنِ الْبُكاءِ عَلَى نَفْسِكَ وَ هِيَ اءَعَزُّ الْاءَنْفُسِ عَلَيْكَ؟ وَ كَيْفَ لا يُوقِظُكَ خَوْفُ بَياتِ نِقْمَةٍ وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعاصِيهِ مَدارِجَ سَطَواتِهِ.
فَتَداوَ مِنْ داءِ الْفَتْرَةِ فِي قَلْبِكَ بِعَزِيمَةٍ، وَ مِنْ كَرَى الْغَفْلَةِ فِي ناظِرِكَ بِيَقَظَةٍ، وَ كُنْ لِلَّهِ مُطِيعا، وَ بِذِكْرِهِ آنِسا، وَ تَمَثَّلْ فِي حالِ تَوَلِّيكَ عَنْهُ إِقْبالَهُ عَلَيْكَ، يَدْعُوكَ إِلَى عَفْوِهِ، وَ يَتَغَمَّدُكَ بِفَضْلِهِ، وَ اءَنْتَ مُتَوَلِّ عَنْهُ إ لى غَيْرِهِ.
فَتَعالى مِنْ قَوِيٍّ مَا اءَكْرَمَهُ، وَ تَواضَعْتَ مِنْ ضَعِيفٍ ما اءَجْرَاءَكَ عَلى مَعْصِيَتِهِ، وَ اءَنْتَ فِي كَنَفِ سِتْرِهِ مُقِيمٌ، وَ فِي سَعَةِ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ، فَلَمْ يَمْنَعْكَ فَضْلَهُ، وَ لَمْ يَهْتِكْ عَنْكَ سِتْرَهُ، بَلْ لَمْ تَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ مَطْرَفَ عَيْنٍ فِي نِعْمَةٍ يُحْدِثُها لَكَ، اءَوْ سَيِّئةٍ يَسْتُرُها عَلَيْكَ، اءَوْ بَلِيَّةٍ يَصْرِفُها عَنْكَ، فَما ظَنُّكَ بِهِ لَوْ اءَطَعْتَهُ
وَايْمُ اللَّهِ لَوْ اءَنَّ هذِهِ الصِّفَةَ كانَتْ فِي مُتَّفِقَيْنِ فِي الْقُوَّةِ، مُتَوازِيَيْنِ فِي الْقُدْرَةِ، لَكُنْتَ اءَوَّلَ حاكِمٍ عَلى نَفْسِكَ بِذَمِيمِ الْاءَخْلاقِ


امیرالمومنین امام علی علیه السلام به هنگام تلاوت آیه 6 سوره انفطار "یا ایها الانسان ماغرک بربک الکریم" فرمود:

اى انسان ، چه كسى تو را به گناهكارى دلير كرد و چه چيز تو را به پروردگارت مغرور نمود؟ و چه چيز تو را به هلاكت خويش دلبسته ساخت؟ آيا دردت را درمانى نيست؟ آيا از اين خواب گران ديده نمى گشايى؟ چرا آنسان،كه به ديگران مهر مى ورزى به خود مهربان نيستى؟


بسا كسى را در تابش آفتاب بينى و از سر ترحم بر او سايه افكنى يا بيمارى پيكرش را دردمند ساخته و بر او از

سر دلسوزى بگريى.پس از چيست كه بر درد خويش شكيبا هستى و بر مصيبتهاى خود صبور و

پايدارى؟



از چيست كه بر جان خود، كه در نزد تو عزيزترين جانهاست، سرشكى نمى‌بارى ؟ چرا شبيخون كيفر خداوندى از

خواب غفلتت برنمى انگيزد و حال آنكه، نافرمانيهايت تو را به ورطه قهر او افكنده است.

پس به نيروى عزم و تصميم، دردى را كه بر دل تو سستى آورده، درمان كن و به بيدارى و هوشيارى خواب غفلت از

ديدگان بزداى. خدا را اطاعت كن و به ياد او انس بگير. و در نظر آر، آن حالت را كه تو از او روى گردانيده

اى و او به تو روى آورده است. تو را به بخشايش ‍ خويش فرا مى خواند و فضل و نعمتش تو را در

برگرفته و تو از او به ديگرى روى نهاده اى.بلند و برتر است آن خداى توانا كه كريم و بزرگوار است.


و تو اى بنده بي‌مقدار ناتوان در نافرمانى او، چه گستاخى و حال آنكه، در پناه ستر و پوشش او غنوده اى و در

فراخناى فضل و بخشايش او مى گردى. خداوند نه فضل و بخشايش خود را از تو دريغ داشت و نه پرده

از گناهانت برگرفت. بلكه، چشم بر هم زدنى، از نعمتى كه بر تو ارزانى مى دارد و پرده اى كه بر

گناهان تو مى‌كشد يا بلايى كه از تو مى گرداند بى بهره نبوده اى.

پس، چه گمان برى به او، اگر فرمانش برى ؟

به خدا سوگند، اگر اين حال ميان تو و ديگرى كه در قدرت و توان همسنگ تو مى بود، پديد آمده بود، تو خود

نخستين كسى بودى كه خود را به سبب سوء اخلاق و زشتى رفتارت نكوهش مى‌كردى...


منبع:

«نهج البلاغه،خطبه 223»





روایت ساعت خوردن شام از زبان ائمه اطهار علیهم السلام



روایت خوردن شام از زبان ائمه اطهار علیهم السلام


یکی از مباحثی که می‌تواند در حفظ سلامت جسمی و روحی به ما کمک کند توجه به سیره و سنت پیشوایان دینی و انبیاء الهی است که متصل و متکی به وحی بودند و صلاح ما و راه و روش درست زندگی کردن را بهتر از هرکسی می‌دانند.

 

 

امام علی(ع) درباره این‌که پیامبران چه موقع شام می‌خوردند؟ فرمودند:" شام خوردن پیامبران، پس از تاریکیِ شب بوده است. آن را وامگذارید؛ چرا که واگذاردن آن، ویرانی تن است1".

 

در جایی دیگر از زیاد بن ابی الحلال نقل شده است که با امام صادق(ع) شام خوردم آن حضرت، فرمود:" شامِ پس از نمازِ خفتن، شام پیامبران است2".

 

هم‌چنین رسول خدا(ص) درباره پیامدهای شام نخوردن چنین می‌فرمایند:" خوردن شام را وامگذارید، هر چند به مشتی خرما باشد؛ زیرا وا گذاشتن آن، انسان را پیر می‏‌کند3".

 

"خوردن شام را وا مگذارید، هر چند به خوردن دانه‏‌ای خرمای خشکیده باشد. من بر امّت خویش، از این، بیم دارم که از وا گذاردن شام، پیری (در هم شکستگی) به سراغشان آید؛ چرا که شام، مایه نیرومندیِ پیر و جوان است4".

 

امام صادق(ع) نیز درباره اهمیت این وعده غذایی فرمودند: "خوردن شام را وا مگذار، هر چند به سه لقمه نان با نمک باشد5".

 

"هر کس شام را واگذارد، رگی در بدن وی می‏‌میرد و هرگز زنده نمی‏‌شود 6".

 

منابع:

 

1- الکافی، جلد 6، صفحه 288، حدیث 1، المحاسن، جلد 2، صفحه 195، حدیث 1566، الخصال، صفحه 619، حدیث 10، تحف العقول، صفحه 110، مکارم الأخلاق، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1444، حدیث 6 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 162

 

2- الکافی، جلد 6، صفحه 289، حدیث 7، المحاسن، جلد 2، صفحه 195، حدیث 1567، بحارالأنوار، جلد 66، صفحه 342، حدیث 7 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 164

 

3- سنن ابن ماجة، جلد 2، صفحه 1113، حدیث 3355، کنزالعمّال، جلد 10، صفحه 46، حدیث 28290 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 160

 

4- المحاسن، جلد 2، صفحه 196، حدیث 1571، بحار الأنوار، جلد 66، صفحه 343، حدیث 10 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 162

 

5- مکارم الأخلاق، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1447، بحار الأنوار، جلد 66، صفحه 345، حدیث 20 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 / 162

 

6- مکارم‌الأخلاق، جلد 1، صفحه 424، حدیث 1448، بحارالأنوار، جلد 66، صفحه 345، حدیث 20 دانش نامه احادیث پزشکی: 2 /166





عدم استجابت دعا


چرا دعاهای ما مستجاب نمی شود؟


دعا نشان از فروتنی، تواضع، خاکساری، خشوع و خضوع به درگاه معبودی عزیز و مقتدر، توانا و بلند مرتبه است

در مقام دعا باید دانست که «من» هیچ نیست و هر چه هست «اوست» باید باور کرد که من مخلوقم و او خالق، من ذلیلم و او عزیز.

یکی از پرسش‌هایی که همواره برای بندگان مومن خدا مطرح‌ می‌شود این است که چرا گاهی دعاها وخواسته‌های ما برآورده و مستجاب نمی‌شود؟ این مساله عوامل زیادی دارد که پاسخ آن را در کلام معصومین(ع) جستجو می‌کنیم.


امام علی(ع) در پاسخ سوال فردی مبنی بر این‌که خداوند فرموده است «مرا بخوانید، تا اجابتتان کنم». پس، چرا دعا می‏‌کنیم ولی دعایمان اجابت نمی‏‌شود؟ فرمودند: "

زیرا دل‌های شما هشت خیانت کرده است: نخستین آنها این است که شما خدا را شناختید، امّا حقّ او را چنان که بر شما واجب کرده است ادا نکردید؛ بنابراین، شناخت شما به کارتان نیامد ... وقتی درها و راه‌های دعا را بسته‏‌اید چه دعایی‏ از شما مستجاب می‏‌شود؟1".


امام صادق(ع) نیز در پاسخ به گروهی که از آن حضرت پرسیدند: چرا ما دعا می‏‌کنیم، امّا مستجاب نمی‏‌شود؟

فرمودند: " چون کسی را می‏‌خوانید که نمی‏‌شناسیدش2". 

همچنین پیامبر خدا(ص) در این باره می‌فرمایند: "همانا بنده دستش را (برای دعا) به درگاه خدا بالا می‏‌برد در حالی که خوراکش حرام است؛ با چنین حالی، چگونه دعایش مستجاب شود؟3".

امام علی(ع) درباره این که چه حکمت‌هایی در تأخیر استجابت دعاست؟ می‌فرمایند:

تأخیر در اجابت دعا تو را نومید نگرداند؛ زیرا که بخشش (خداوند) بسته به نیّت تو است؛ چه بسا که در برآوردن خواهشت تأخیر شود، تا بدین وسیله خواهنده را پاداش بزرگتر و امیدوار (به بخشش الهی) را بخشش بیشتر دهد؛ بسا باشد که چیزی بخواهی و به تو داده نشود امّا دیر یا زود بهتر از آن به تو داده شود، یا برای خیر و مصلحت تو از تو دریغ شده است. و بسا خواسته‏‌ای که اگر برآورده شود موجب نابودی و تباهی دین تو گردد4".


آن حضرت همچنین فرمودند: "خداوند عز و جل به عیسی بن مریم علیه‏‌السلام وحی فرمود: به اشراف بنی اسرائیل بگو که ... من دعای هیچ یک از شما و هیچ یک از کسانی را که حقّی از مخلوقات مرا به گردن دارند، اجابت نمی‏‌کنم5".
 

امام باقر(ع) نیز در بیان موانع استجابت دعا می‌فرمایند: "(گاه) بنده از خداوند حاجتی را می‏‌خواهد و از شأن خداست که آن را در آینده‏‌ای نزدیک، یا با تأخیر برآورده سازد؛ امّا بنده بعدا مرتکب گناهی می‏‌شود.

پس، خداوند تبارک و تعالی به فرشته می‏‌گوید: حاجت او را برآورده مساز و او را از آن محروم گردان؛ زیرا که او خود را در معرض خشم من نهاد و مستوجب محرومیت از سوی من شد6".


رسول مکرم اسلام(ص) همچنین فرمودند:

"بدانید که خداوند، دعایی را که از دلی غافل و بی‏‌خبر باشد، نمی‏‌پذیرد7".


منابع:

1- أعلام الدین: 269 منتخب میزان الحکمة : 196

2- بحار الأنوار: 93 / 368 / 4 منتخب میزان الحکمة : 196

3- إرشاد القلوب: 149 منتخب میزان الحکمة : 196

4- کشف المحجّه: 228 منتخب میزان الحکمة : 200

5- الخصال: 337 / 40 منتخب میزان الحکمة : 196

6- بحارالأنوار: 73 / 329 / 11 منتخب میزان الحکمة : 196

7- بحارالأنوار: 93 / 321 / 31 منتخب میزان الحکمة : 196




شب عرفات و شب جمعه عید قربان


یا دائم الفضل علی البریه

شب عرفات و شب جمعه و استانهء عید قربان و آستان مفتوح توبه و بسم الله 

هرکسی که عشق و عطش آمرزیدن و معرفت یافتن و آدم شدن داره!.

اگر دلی در این ایام نلرزید و منقلب نشد خیلی باید مایوس بشه و...


عرفات، نام منطقه وسیعى است با مساحت حدود 18 كیلومتر مربع در شرق مكه معظمه، اندكى متمایل به جنوب كه در میان راه طائف و مكه قرار گرفته است.

زائران بیت‏الله الحرام در روز عرفه - نهم ذى حجّه - از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند. در نقلى آمده است كه آدم و حوّا(ع) پس از هبوط از بهشت و آمدن به كره خاكى، در این سرزمین همدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات» و این روز «عرفه» نام گرفته است. چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت  ، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری ، لذا به این نام خوانده شد  و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خوداعتراف میكنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی میدانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد . چرا كه یكی از معانی «عرف » صبر و شكیبایی و تحمل است .

عرفه، از عیدهاى بزرگ است؛ هر چند عید نامیده نشده است و روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود دعوت كرده،سفره جود و احسان خود را براى آنها گسترده است. شیطان دراین روز، از همه اوقات خوارتر وحقیرتر وخشمناك‏تر است.

روایت شده كه حضرت زین‏العابدین(ع) در روز عرفه صداى فقیرى را شنید كه از مردم كمك مى‏خواست. حضرت فرمود: واى بر تو! آیا دست نیاز به سوى غیر خدا دراز مى‏كنى؛ در حالى كه امید مى‏رود در این روز بچه‏هایى كه در شكم مادر هستند، مورد فضل و لطف الهى قرار گیرند و سعادت‏مند گردند؟

 
در روایتى از حضرت صادق(ع) آمده است: «كسى كه در ماه رمضان آمرزیده نگردد تا رمضان آینده آمرزیده نمى‏گردد؛ مگر این كه روز عرفه را درك كند».
 

بهترین عمل در روز عرفه دعا است و در میان روزهاى سال، این روز براى دعا امتیاز ویژه‏اى دارد.


روز عرفه داراى دعاهاى فراوانى است؛ ولى در این میان، دعاى عرفه امام حسین(ع) داراى جایگاه ممتاز،أخص و ویژه است و در واقع، ناب‏ترین و عمیق‏ترین معارف الهى و توحیدى در این دعا، بر زبان سالار شهیدان(ع) جارى گشته است.

عصر روز عرفه امام حسین(ع) با گروهى از خاندان و فرزندان و شیعیان، با نهایت خاكساری و خشوع از خیمه بیرون آمدند و در جانب چپ كوه ایستادند.

امام(ع) چهره مبارك خود را به سوى كعبه گردانید مانند مسكین نیازمندى كه غذا مى‏طلبد، دست‏ها را برابر صورت خود گرفت و دعایش را چنین آغاز كرد:


حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.

............ . . حهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من تو را باز نداشت از اينكه راهنمايي ام كني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و خوشنودي توست

پس!

هر گاه كه تو را خواندم پاسخم گفتي .

هر چه از تو خواستم عنايتم فرمودي.

هرگاه اطاعتت كردم قدرداني و تشكر كردي.

و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم بر نعمت هايم افزودي.

و اينها همه چيست؟

جز نعمت تمام و كمال و احسان بي پايان تو؟!

............ . . من كدام يك از نعمت هاي تو را مي توانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و به خاطر سپارم؟

............ . . خدايا!الطاف خفيه ات و مهرباني هاي پنهاني ات بيشتر و پيشتر از نعمتها ي آشكار توست.

............ .. . خدايا!من را آزرمناك خويش قرار ده آن سان كه انگار ميبينمت.

من را آنگونه حيامند كن كه گويي حضور عزيزت را احساس مي كنم.

خدايا!

من را با تقواي خودت سعادتمند گردان.

و با مركب نافرماني ات به وادي شقاوت و بد بختي ام مكشان.

در قضايت خيرم را بخواه.

و قدرت بركاتت را بر من فرو ريز تا آنجا كه تاخير را در تعجيل هاي تو و تعجيل را در تاخير هاي تو نپسندم.

آنچه را كه پيش مي اندازي دلم هواي تاخيرش را نكند.

و آنچه را كه بازپس مي نهي من را به شكوه و گلايه نكشاند.

............ . .. پروردگار من!

............ . .. من را از هول و هراس هاي دنيا و غم واندوه هاي آخرت رهايي ببخش.

و من را از شر آنان كه در زمين ستم مي كنند در امان بدار.

............ . .. خدايا!

به كه واگذارم مي كني؟

به سوي كه مي فرستي ام؟

به سوي آشنايان و نزديكان؟تا از من ببرند و روي برگردانند.

يا به سوي غريبان و غريبه گان تا گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟

يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند و خواري ام را طلب مي كنند؟

............ . .. من به سوي ديگران دست دراز كنم؟در حالي كه خداي من تويي و تويي كارساز و زمامدار من.

............ .. .. اي توشه و توان سختي هايم!

اي همدم تنهايي هايم!

اي فرياد رس غم وغصه هايم!

اي ولي نعمت هايم!

............ . ... اي پشت و پناهم در هجوم بي رحم مشكلات!

اي مونس و مامن و ياورم در كنج عزلت و تنهايي و بي كسي!

اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره ي اندوه و غربت و خستگي!

اي كسي كه هر چه دارم از توست و از كرامت بي انتهاي تو!

............ . .. تو پناهگاه مني!

تو كهف مني!

تو مامن مني!

وقتي كه راه ها و مذهب ها با همه ي فراخي شان مرا به عجز مي كشانند و زمين با همه ي وسعتش بر من
تنگي مي كند و ...........

............ . ... اگرنبود رحمت تو بي ترديد من از هلاك شدگان بودم.

و اگر نبود محبت تو بي شك سقوط و نا بودي تنها پيشروي من ميشد.

............ . ... اي زنده!

اي معناي حيات! زماني كه هيچ زنده اي در وجود نبوده است.

............ .. ... اي آنكه :

با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد.

و من با بدي ها و عصيانم در مقابلش ظاهر شدم.

............ . .. . اي آنكه:

در بيماري خواندمش و شفايم داد..

در جهل خواندمش و شناختم عنايت كرد.

در تنهايي صدايش كردم و جمعيتم بخشيد.

در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند.

در فقر خواستمش و غنايم بخشيد.

............ من آنم كه بدي كردم ... من آنم كه گناه كردم.

من آنم كه به بدي همت گماشتم..

من آنم كه در جهالت غوطه ور شدم.

من آنم كه غفلت كردم.

من آنم كه پيمان بستم و شكستم.

من آنم كه بد عهدي كردم .....

و ....... اكنون باز گشته ام.

باز آمده ام با كوله باري از گناه و اقرار به گناه.

پس تو در گذر اي خداي من!

ببخش اي آنكه گناه بندگان به او زيان نمي رساند.

اي آنكه از طاعت خلايق بي نياز است و با ياري و پشتيباني و رحمتش مردمان را به انجام كارها ي خوب توفيق
مي دهد.

............ . ... معبود من!

اينك من پيش روي توام و در ميان دست هاي تو.

آقاي من!

بال گسترده و پر شكسته و خوار و دلتنگ و حقير.

نه عذري دارم كه بياورم نه تواني كه ياري بطلبم.

نه ريسماني كه بدان بياويزم.

و نه دليل و برهاني كه بدان متوسل شوم.

چه مي توانم بكنم؟ وقتي كه اين كوله بار زشتي و گناه با من است ؟!

انكار؟!

چگونه و از كجا ممكن است و چه نفعي دارد وقتي كه همه ي اعضا و جوارحم به آنچه كرده ام گواهي مي
دهند؟

............ .. .. خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي.

از تو خواستم عطايم كردي.

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي.

به تو تكيه كردم نجاتم دادي.

به تو پناه آوردم كفايتم كردي.

خدايا!

از خيمه گاه رحمتت بيرونمان مكن.

از آستان مهرت نوميدمان مساز.

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان.

از درگاه خويشت ما را مران.

............ . .... اي خداي مهربان!

بر من روزي حلالت را وسعت ببخش.

و جسم و دينم را سلامت بدار.

و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل كن.

و از آتش جهنم رهايم ساز.

............ . .... خداي من!

اگر آنچه از تو خواسته ام عنايتم فرمايي , محروميت از غير از آن زيان ندارد.

و اگر عطا نكني هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.

يا رب! يا رب! يا رب!

............ . .... خداي من!

اين منم و پستي و فرو مايگي ام.

و اين تويي با بزرگي و كرامتت.

از من اين مي سزد و از تو آن ............ ...

.........." چگونه ممكن است به ورطه ي نوميدي بيافتم در حالي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني."

.......... خداي من!

تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي كه من بدان مبتلايم!

تو چقدر درگذرنده و بخشنده اي با اين همه كار بد كه من مي كنم و اين همه زشتي كردار كه من دارم..

........... خداي من!

تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله اي كه من از تو گرفته ام.

....... تو كه اينقدر دلسوز مني! .....

........ خدايا تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟

تو كي غايب بوده اي كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كي پنهان بوده اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

....... كور باد چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند.

كور باد نگاهي كه ديده باني نگاه تو را درنيابد.

بسته باد پنجره اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود..

و زيانكار باد سوداي بنده اي كه از عشق تو نصيب ندارد..

....... خداي من!

مرا از سيطره ي ذلت بار نفس نجات ده و پيش ازآنكه خاك گور بر اندامم بنشيند از شك وشرك رهايي ام بخش.

........ خداي من!

چگونه نا اميد باشم در حالي كه تو اميد مني!

چگونه سستي بگيرم ,چگونه خواري پذيرم كه تو تكيه گاه مني!

اي آنكه با كمال زيبايي و نورانيت خويش چنان تجلي كرده اي كه عظمتت بر تمامي ما سايه افكنده.

يا رب! يا رب! يا رب

جنگ غزوه تبوک و علت عدم حضور امیرالمومنین علی علیه السلام


جنگ غزوه تبوک و عدم حضور امیرالمومنین علی علیه السلام


فراخوان غزوه تبوک در حالی اعلام شد که هنوز قبایل مدینه و اطراف آن، محصول خود را به درستی جمع نکرده بودند و خرماها در دست رسیدن بود و یک نوع قحطی بر مدینه و اطراف آن سایه افکنده بود، ولی چه باید کرد؟

برای مردان خدا، زندگی معنوی و حفظ اهداف عالیه و جهاد در راه خدا بر همه‏ چیز مقدم است.


مدیریت بحران بی‌نظیر پیامبر(ص) و هدایت اعجاب‌انگیز لشکر اسلام چگونه بود؟

رهبری پیامبر (ص) برای سپاه عظیم برای انجام جنگ در سرزمینی دور، بسیار اعجاب‏انگیز بود؛ هر چند در این سفر پیغمبر خاتم (ص) با دشمن روبرو نشد، چرا که دشمن از حرکت سپاه اسلام آگاه شد و از مقابله با لشکر اسلام خودداری‏ کرد و به نحوی متفرق شد و چنین وانمود کرد که اصلاً به فکر حمله نبوده است، ولی‏ لشکرکشی پیامبر در آن فصل گرم و هدایت سپاه سی هزار نفری تا کرانه‏های شام و بستن‏ پیمان با سران قبایل مرزنشین، زهر چشمی از دشمن گرفت تا آنجا که تا پیامبر زنده بود، اندیشه حمله را در مغز نپروراند و پس از درگذشت پیامبر، نخستین نقطه‏ای بود که فتح شد.

دوری راه عاملی برای بهانه‌جویی افراد برای عدم شرکت در جهاد

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِیلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِیلٌ ، : اى کسانى که ایمان آورده‏اید شما را چه شده است که چون به شما گفته مى‏شود در راه خدا بسیج‏شوید کندى به خرج مى‏دهید آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده‏اید متاع زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست.

این آیه در قلوب افراد با ایمان، آتش شوق بر جهاد را بر افروخت و کمک‏های‏ مالی سرازیر بیت‏المال شد و افراد دسته دسته به لشگرگاه مدینه به نام‏ «جرف» سرازیر شدند.

وَمِنْهُم مَّن یَقُولُ ائْذَن لِّی وَلاَ تَفْتِنِّی أَلاَ فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکَافِرِینَ :و از آنان کسى است که مى‏گوید مرا [در ماندن] اجازه ده و به فتنه‏ام مینداز، هشدار که آنان خود به فتنه افتاده‏اند و بى‏تردید جهنم بر کافران احاطه دارد.

این آیه خطاب به یکی از سران نفاق به نام «جدین قیس» نازل شد که برای عدم شرکت در جنگ بهانه می‌تراشید.

وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ : گفتند در این گرما بیرون نروید، بگو اگر دریابند آتش جهنم سوزان‏تر است.

نفاق در خانه یهودی مدینه/ امروز نیز سران نفاق به صهیونیسم پناه می‌برند

در این موقع سران حزب‏ نفاق در خانه یک فرد یهودی به نام «سویلم» دور هم گرد آمدند و گفتند، چه کنیم‏ که افراد را از شرکت باز داریم، سرانجام تصمیم گرفتند که با ایجاد رعب و ترس در میان‏ سپاه اسلام و اینکه نبرد با رومیان بازی با دم شیر است و جنگ با آنان مانند جنگ عرب‏ با عرب نیست، آنان را از مشارکت باز دارند. گزارش این فعالیت تخریبی به گوش رسول خدا (ص) رسید.

پیامبر(ص) برای اینکه این نوع کارها بار دیگر تکرار نشود، طلحه را فرستاد تا خانه مزبور را که لانه فساد و نقطه نقشه‏ کشی بر ضد اسلام بود، آتش بزند و از این طریق‏ آنان را متفرق سازد، وقتی آنان گرما گرم مشغول سخن گفتن بودند، ناگهان خانه آتش‏ گرفت، یکی از آنان به نام ضحاک بن خلیفه از پشت خانه خود را نجات داد و پای او شکست،بقیه نیز به نوعی از خانه بیرون ریختند و متفرق شدند.

جای تعجب نیست که اعضای حزب نفاق محل صالح‏تری برای‏ نقشه‏کشی جز خانه یهودی پیدا نکردند و این امر نشان می‏دهد که منافقان پیوسته با یهودیان در ارتباط و تماس بودند، همچنان که امروز نیز، سران نفاق در کشورهای‏ اسلامی با صهیونیسم در ارتباط و تماس هستند.

پیامبر(ص) عمار یاسر را فرستاد تا از آنان بپرسد که در آنجا چه می‏گفتند، اگر انکار ورزیدند، به آنان بگوید شما چنین و چنان می‏گفتید!، وقتی راز آنان بر ملا شد، یک نفر از آنان به نام «ودیعة بن ثابت» حضور پیامبر رسید و گفت ما در آن خانه بازی و شوخی می‏کردیم،

قرآن در انتقاد از آنان چنین می‏فرماید: وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ :  و اگر از ایشان بپرسى مسلما خواهند گفت، ما فقط شوخى و بازى مى‏کردیم، بگو: آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند مى‏کردید.

تلاش منافقان برای توطئه در عزم جهاد مسلمانان

در این میان تحرکات شیطانی رییس حزب نفاق «عبدالله‏ بن اُبَی» نیز به اوج خود رسیده بود، او که محور حزب و فرد الهام بخش و ترسیم‏گر خط حزب نفاق بود، به وسیله‏ ایادی خود در میان یاران رسول گرامی مطلب زیر را منتشر کرده بود که محم(ص) می‏خواهد، با فرزندان زردمو (رومیان) با کمی امکانات و هوای گرم و دوری راه بجنگد و این کار قماری بیش نیست! من دارم می‏بینم یاران او به ریسمان اسارت کشیده و به مدینه باز گردانده می‏شوند!

پس عزم سپاه اسلام برای غزوه تبوک، عبدالله همان نقشی را که در جنگ احد ایفا کرده بود، انجام داد، او در بخش پایین ثنیة الوداع لشکر خود را قرار داد و همفکران و هواداران خود را زیر پرچم دعوت کرد و گروهی را زیر لوای خود در آورد، شکی نیست که هدف او از گردآوری این افراد، شرکت در جهاد نبود، بلکه نظر او این بود که به هنگام حرکت سپاه پیامبر او با لشگر خود به مدینه باز گردد و از این‏ طریق علاوه بر اشباع غریزه ریاست خواهی خود، تزلزلی در سپاه پیامبر پدید آورد و گروهی را به مدینه باز گرداند، این حرکت او نه تنها نتوانست خللی در اراده سربازان پدید آورد، بلکه موجب شد سپاه اعزامی اسلام تا حدی از اعضاء حزب نفاق پاکسازی شود.

علی(ع) در غزوه تبوک چه افتخاری را کسب کرد/ تنها غزوه‌ای که علی همراه پیامبر نبود

یکی از افتخارات امیر مؤمنان علی علیه السلام که جان عالمی به فدای خاک زیر پای او باد  این است که در تمام نبردها ملازم رکاب پیامبر و پرچمدار وی در جنگ‌های اسلامی بوده است، جز در غزوه تبوک که به دستور خود پیامبر در مدینه‏ باقی ماند و در این جهاد شرکت نکرد، زیرا پیامبر به خوبی می‌دانستند که منافقان و برخی از قریش دنبال فرصت می‌گردند تا در غیاب پیامبر، وضع را دگرگون سازند و حکومت نوبنیاد اسلامی را واژگون کنند و این فرصت موقعی به دست آنها می‌افتد که پیامبر و یارانش به‏ مقصد دوری بروند و ارتباط آنان با مرکز قطع شود.

رسول اکرم (ص) با اینکه «محمد بن مسلمه انصاری» را جانشین خود در مدینه قرار داده بود، ولی به امام علی(ع) فرمود: «تو سرپرست اهل بیت‏ و خویشاوندان من و گروه مهاجر هستی و برای این کار جز من و تو کسی دیگر شایستگی‏ ندارد. اقامت امیرمؤمنان در مدینه، توطئه‏چینان را سخت ناراحت ساخت، زیرا فهمیدند که با علی و مراقبت‌های او، دیگر نمی‌توانند نقشه‏های خود را پیاده کنند، لذا برای اخراج و بیرون رفتن علی از مدینه نقشه‏ای ریختند و شایع کردند که با اینکه پیامبر با کمال ‏میل علی(ع) را برای شرکت در جهاد دعوت کرد، ولی او از جهت دوری راه و شدت گرما از شرکت در این‏ نبرد مقدس، سر باز زده است!

حدیث منزلت درباره امام علی(ع)

حضرت علی(ع) برای ابطال تهمت آنان به محضر پیامبر شرفیاب شد و ماجرا را با آن حضرت در میان نهاد، پیامبر کلمه تاریخی خود را که از دلایل واضح و روشن امامت و جانشینی‏ بلافصل او از پیامبر است، درباره او فرمود، ایشان چنین گفتند: برادرم به مدینه بازگرد! زیرا برای حفظ شؤون و اوضاع مدینه جز من و تو کسی شایستگی ندارد، تو نماینده من در میان اهل‌بیت و خویشاوندان من هستی... ألا تَرضَی أن تَکُونَ مِنِّی بِمَنزِلَةِ هَارُونَ مِن مُوسَی إلا أَنَّهُ لَیْسَ نَبیُّ بَعْدِی : آیا خشنود نمی‌شوی که بگویم مثل تو نسبت به من، مثل هارون است نسبت به موسی، جز اینکه پس‏ از من پیامبری نیست، همانطوری که او وصی و جانشین بلافصل موسی بود، تو نیز جانشین و خلیفه پس از من هستی! 





آیا فشار قبر برای همه انسانهاست؟بیانات امام صادق (ع)




آیا همه انسان هایی که می میرند فشار قبر دارند؟



امام صادق‏علیه‏السلام فرمود: «فشار قبر براى مؤمن کفاره ضایع کردن نعمت‏ها توسط او است».(3)

از روایات دیگر استفاده مى‏شود که بعضى از مؤمنان فشار قبر ندارند و بعضى از اعمال خیر سبب مى‏شوند که انسان فشار قبر نداشته باشد.

در حدیثى آمده: «هر کس به قرائت سوره زخرف مداومت کند، از فشار قبر در امان است».(4)

رسول الله‏صلى الله وعلیه وآله فرمود: «هر کس روزى صد مرتبه بگوید: لا اله الا الله الملک الحق المبین» از فقر و وحشت قبر در امان است، و درهاى بهشت برایش باز مى‏شود».(5)

در روایتى آمده: «کسى که رکوعش (در نماز) را به تمام و کمال انجام دهد، هیچ وحشتى در قبر برایش وارد نمى‏شود». حضرت صادق‏علیه‏السلام فرمود: «برخى را از اذان ظهر روز پنجشنبه تا اذان ظهر روز جمعه خداوند از فشار قبر پناه مى‏دهد». نیز فرمود: «کسى که چهار مرتبه حج به جا آورد، فشار به او نمى‏رسد».

امیرمؤمنان‏ على (ع) فرمود: «هر کس در هر جمعه سوره نساء بخواند، از فشار قبر در امان است».

استثنا در فشار قبر

این قبیل روایات ، گسترة روایاتى را که مى‏گوید فشار قبر براى همه است، محدود می کند، در نتیجه مى‏توان از این روایات استفاده کرد که بعضى از مؤمنان فشار قبر ندارند. خداوند توفیق مشمول رحمتش و در امان بودن از عذاب و فشار قبر را به همه ما عنایت فرماید.

در روایات، اسباب و عواملی برای عذاب و فشار قبر ذکر شده است، مانند: سخن چینی، بدرفتاری با خانواده، کمک نکردن به هم نوع، کفران نعمت، غیبت، سبک شمردن نماز و بی اعتنایی به ضعیف.

درباره «سعد بن معاذ» که گرفتار فشار قبر بود، پیامبر اکرم(ص) دلیلش را بدزبانی با اهل خانه ذکر فرمود.(6)


امام صادق‏علیه‏السلام فرمود: «برخى را از اذان ظهر روز پنجشنبه تا اذان ظهر روز جمعه خداوند از فشار قبر پناه مى‏دهد و کسى که چهار مرتبه حج به جا آورد، فشار به او نمى‏رسد».

عوامل جلوگیری کننده از فشار قبر

در روایات به برخی عوامل جلوگیری کننده از فشار قبر اشاره شده که عبارت اند از:

اعمال صالح

امام صادق(ع) می فرماید: «چون مؤمن وارد قبرش شود، نماز در جانب راست و زکات در طرف چپ او قرار می گیرد و نیکی بر او سایه می افکند و صبر در گوشه ای قرار گیرد. هنگامی که دو فرشته برای پرسش بر او داخل شوند، صبر به نماز و زکات و نیکی گوید: مواظب صاحب خود باشید و اگر شما عاجز از مواظبت او هستید، من از او مواظبت می کنم».(7)


2- اتمام رکوع

امام باقر(ع) می فرماید: «کسی که رکوعش را تمام و کمال به جا آورد، وحشت قبر او را نمی گیرد».(8)


کمک به همنوعان

امام صادق(ع) می فرماید: «کسی که غم و اندوه مؤمنی را بر طرف کند، خداوند غم و غصه آخرت او را بر طرف می کند و از قبرش در حالی که دلی شاد دارد، خارج می شود».(9)


چهار بار به حج رفتن

امام صادق(ع) می فرماید: «کسی که چهار حج به جا آورد، هیچ گاه او را فشار قبر نمی گیرد».(10)


عذاب


مرگ هنگام نزول رحمت

امام صادق(ع) فرمود: «کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد، خداوند او را از فشار قبر محافظت می کند».(11)


خیرات بازماندگان

امام صادق(ع) می فرماید: «میت در فشار به سر می برد اما به خاطر نماز برادرش خداوند قبر او را وسعت می دهد».(12)


نماز و استغفار و صدقه بازماندگان

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «سخت ترین شب ها اوّل قبر است که می توانید با پرداخت صدقه به مردگان خود ترحم کنید. اگر مالی برای صدقه نداشتید، لااقل دو رکعت نماز بخوانید و به روح او هدیه کنید که خداوند از آن لحظه هزار فرشته به سوی قبرش می فرستد که با هر فرشته ای لباسی است و قبر او را از تنگی و فشار رهانیده و وسعت می بخشد».(13)


زیارت امام حسین(ع)

در روایت است که یکی از پاداش هایی که خداوند به زایر قبر امام حسین(ع) می دهد آن است که از عذاب و فشار قبر او را نجات می‌دهد.