نهج البلاغه شرح روانشناسی مومن


نهج البلاغه شرح روانشناسی مومن


* حکمت (331) ارزش اطاعت و بندگی

خدای سبحان طاعت را غنیمت زیرکان قرار داد، آنگاه که مردم ناتوان، کوتاهی کنند.

* حکمت (332) مسوولیت رهبری

حاکم اسلامی ، پاسبان خدا در زمین اوست.

* حکمت (333) روانشناسی مومن

شادی مومن در چهره او و اندوه وی در دلش پنهان است، سینه اش از هر چیزی فراخ تر، و نفس او از هر چیزی خوارتر است.

برتری جویی را زشت، و ریاکاری را دشمن می شمارد. اندوه او طولانی و همت او بلند است، سکوتش فراوان، و وقت او با کار، گرفته است.

شکر گزار و شکیبا و ژرف اندیش است. از کسی در خواست ندارد و نرم خو و فروتن است. نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دینداری از بنده خوارتر است.

* حکمت (334) یاد مرگ و آرزوها

اگر بنده خدا اجل و پایان کارش را می دید، با آرزو و فریب آن دشمنی می ورزید.

* حکمت (335) آفات اموال

برای هر کسی در مال او دو شریک است: وارث و حوادث.


سفارش حضرت جبرائیل به ادای فریضه نماز شب

سفارش حضرت جبرئیل به نماز شب


رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

برترین نمازها (ى مستحب ) نماز نیمه شب است و چه اندک است به جا آورنده آن .(1)

 رسول خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند:

جبرئیل آن قدر مرا به نماز شب سفارش کرد تا این که گمان کردم نیکانِ امّتم شب را نمى خوابند مگر اندکى از آن .(2)

و همچنان نبی مکرم اسلام صلى الله علیه و آله می فرمایند:

خداوند حضرت ابراهیم را دوست خود انتخاب نکرد مگر براى دو کارش :

1 - اطعام به مستمندان

2- نماز شب ، هنگامى که مردم در خواب بودند.


شب زنده داران در قیامت


رسول خدا صلى الله علیه و آله می فرمایند:

در قیامت پس از آن که خداوند همه انسانها را جمع کند، منادى ندا مى کند و مى گوید:

ییش آیند کسانى که در نیمه هاى شب از بستر خواب دور مى شدند و خدا را مى خواندند و از خشم و غضبش بیمناک و به رحمتش امیدوار بودند.

آن گاه جمعى پیش روند و قبل از دیگران به جایگاههاى خود (در بهشت ) وارد شوند و بعد از آنان به حساب مردمِ دیگر رسیدگى نمایند.(3)

منبع احادیث:


1.   کنز العمال : ج 7، ص 780، ش 21379.

2.   کنز العمال : ج 7، ص 790، ش 21425.

3.   ارشاد القلوب : ج 2، ص 3 - 4 (باب 22).



شفاعته یا پارتی بازی؟کدومشه؟

آیا شفاعت کردن نوعی پارتی بازی محسوب میشود؟

اگر به افرادى بدون هیچ گونه شایستگى بى جهت کمک شود و بر دیگران مقدم شوند، این کار نوعى تبعیض ناروا و تشویق مردم به گناه و تأمین دادن به آنها در برابر جنایات است.

گاهى تصور مى‌شود که شفاعت نوعى پارتى بازى  و وسیله تراشى براى به هم زدن قوانین است و نتیجه آن، به دست آوردن موقعیت ها، بدون شایستگى لازم است.

به طور اجمال باید توجه نمود که شفاعت از اصول مسلم اسلام است و هر کس که آشنایى مختصرى با قرآن و احادیث اسلامى و عقاید مسلمانان جهان در تمام اعصار و قرون داشته باشد مى‌داند که نوید شفاعت به افرادى که شایستگى شفاعت را دارند، مطلبى است قطعى و آن چنان نیست که بتوان درباره آن شک و تردید به خود راه داد.

معناى لغوى و اصطلاحى شفاعت

حضرت آیت الله جعفر سبحانی در کتاب خود با عنوان"دوست نماها" در توضیحی درباره شفاعت می‌گوید:
شفاعت در لغت، به معناى «ضمیمه کردن چیزى به چیز دیگر و جفت نمودن آن» است و در اصطلاح مذهبى، یعنى کمک اولیاى خدا (پیامبران، امامان و مردم صالح و درست کار) به افرادى که در طول زندگى، مرتکب لغزش هایى شده اند. البته کمک به نجات افراد گنهکار، دو صورت دارد: یک شکل آن، به اصطلاح پارتى بازى و ظلم و ستم و تبعیض نارواست و شکل دیگر آن، یک نوع درس تربیت، روزنه امید و وسیله تکامل.


اگر به افرادى بدون هیچ گونه شایستگى بى جهت کمک شود و بر دیگران مقدم شوند، این کار نوعى تبعیض ناروا و تشویق مردم به گناه و تأمین دادن به آنها در برابر جنایات است؟

این همان شفاعت غلط و ناروایى است که باید گفت جنایت کاران و گنه کاران را جسور و جرى مى‌سازد و امید به چنین شفاعت پندارى، سبب مى‌شود افراد مجرم از انجام دادن هیچ جنایتى کوتاهى نکنند. مسلماً هدف آیات، این نوع شفاعت نیست که عقل و خرد آن را محکوم مى کند.

ولى اگر بعضى از گنه کاران، به دلیل پیوندهاى معنوى که با خدا داشتند و به سبب ارتباط ایمانى که با اولیاى پروردگار برقرار ساخته بودند، مورد کمک شفیعان در روز رستاخیز قرار گیرند، در این صورت نوید شفاعت نه تنها موجب تشویق و مستلزم تبعیض ناروا نیست، بلکه عین عدالت و وسیله تربیت و بازگشت افراد گنه کار از نیمه راه است.

توضیح این که، همان طور که قرآن مجید بیان مى کند: شفاعت اولیاى خدا منوط به اذن پروردگار جهان است و تا اجازه خدا نباشد هیچ کس نمى تواند شفاعت نماید. ناگفته پیداست که اذن خدا بى جهت و بدون حکمت نخواهد بود و اذن خدا شامل حال کسانى مى شود که براى عفو و اغماض شایستگى دارند و اگر در طول زندگى، لغزش و گناهى داشتند، به مرحله پرده درى و طغیان نرسیده و اگر رابطه خود را در بعضى از جهات ضعیف کرده اند، به کلى آن را از بین نبرده اند. این چنین افراد که پیوندهاى گوناگون خود را با حق و حقیقت نگسسته اند، مشمول و شایسته شفاعت مى شوند.

نوید شفاعت با این شرط، خود هشدارى است به افرادى که گاهى مرتکب گناه مى‌شوند تا به هوش باشند و هر چه زودتر از ادامه گناه بازگردند و همه پیوندها را نگسلند و پرده ها را ندرند و از شعاع شفاعت دور نگردند، که در غیر این صورت، راه نجاتى براى آنان نخواهد بود.

همین احساس و توجه، در بازگشت افراد گنه کار به راه حق و تجدید نظر در برنامه هاى غلط تأثیر مى گذارد و در حقیقت روزنه امیدى براى پاک ساختن برنامه زندگى از نقاط تاریک محسوب مى شود.

شفاعت درباره افراد لایق و شایسته ، جز روزنه امید براى امکان تجدید حیات دینى و اخلاقى چیز دیگرى نیست و مخصوص کسانى است که روابط خود را با خدا و اولیاى دین حفظ کرده اند، ولى کسى که داراى اعمال نیک نبوده و از ایمان به خدا بهره نداشته باشد و عمرى را در گناه و فساد به سر برده است، هرگز مشمول شفاعت نخواهد شد.